X
تبلیغات
عکس و مطالب

عکس و مطالب
 
قالب وبلاگ

چه کنیم تا موهای خوبی داشته باشیم؟

چگونه رشد موها را سریعتر کنیم!

چه چیزی به موهایتان بزنید و چه کارهایی باید انجام داد تا موهایتان سریع تر رشد کنند ؟
معمولا همه دوست دارند رشد موهایشان سریع باشد و خیلی سریع رشد کنند و موهای شفاف و پر حجم و بلند داشته باشند در این زمینه ما توصیه هایی برای شما داریم .

موهای هر انسانی در مدت زمان کم و کوتاهی نمی توانند رشد کنند. زیرا معمولا با غذاهای امروزه ، و آلودگی هوا ضخامت موها کاهش می یابد .

حال مراقبت های لازمی که باید صورت بگیرد :

* اولین مرحله این است که موهای خود را بشناسید ، و شامپوی مناسب با جنس موهایتان را انتخاب کنید ، و یادتان باشد هرگز و برای یک مدت طولانی از یک نوع شامپو استفاده نکنید زیرا بعد از گذشت مدتی که به طور مداوم فقط از یک نوع شامپو استفاده کردید ، احساس می کنید که دیگر این شامپو موهایتان را تمیز نمی کند و قدرت اولیه را ندارد ، بله این مطلب درست است پس شامپوهای خود را عوض کنید و برای یک مدت طولانی از یک نوع شامپو مصرف نکنید .

* تا جایی که امکان دارد از سشوار ، اتوهای مو و.. استفاده نکنید زیرا تمام این موارد تار موهایتان را نازک می کند و وقتی که تار موهایتان نازک شد دیگر قدرتی ندارد و به مرور ریزش مو پیدا خواهید کرد .

* مو نیز مانند تمام اعضای بدن به تغذیه ی مناسب احتیاج دارد اما چه تغذیه ای ؟ شما می توانید از ماسک های مو و تقویت کننده های خاصی که برای موهای مختلف وجود دارد استفاده نمائید . و می توانید از ویتامین های مانند : منیزیم ، آهن و کلسیم استفاده نمایید تا رشد موهایتان را تسریع ببخشید . و سرتان را ماساژ دهید ، در تمام نقاط بر روی شقیقه ها ، وسط مغز تان ، پشت سرتان و .. و به طور کامل این ماساژ را تمام نقاط انجام دهید تا خون کافی به تمام نقاط مغزتان برسد این کار علاوه بر اینکه در جهت خون رسانی به مغزتان مفید است علاوه بر آن با خون بیشتری که به مغز برسد رشد موهای نیز سریع تر می شود و این عمل را می توانید یک یا دو بار در روز انچام دهید .

* از برس های مناسب استفاده کنید که موهایتان را نکشد ، و به آنها آسیبی نرساند ، بهترین برس ، برسی است که شانه های آن چوبی باشد و خصوصا از برس هایی که شانه های فلزی دارند دوری کنید .

 * موها به طور طبیعی یک سانت در ماه رشد می کنند . مخمر آب جو بسیار برای رشد موها و ناخن ها مناسب است . این مخمر را بر روی موها و ناخن های خود بمالید و بعد آن را ماساژ دهید تا جذب شود .

شامپوهای مناسب و بخصوص نحوه ی شستن موهایتان راهی موثر به حساب می آیند .

* راه دیگر استفاده از روغن های مناسب جهت رشد موهایتان است ، از روغن های مانند : روغن بادام ، روغن دانه ی انگور ، روغن کرچک ، روغن زیتون ، جوانه ی گندم ، این روغن ها ی تغذیه کننده های بسیار موثر و خوبی در جهت تسریع رشد مو به حساب می آیند .

 

 

توصیه های مفید درباره خشک کردن موها!

* حالت دهی و نرم كنندگی موها :
1. بایستی اطمینان یافت كه در یك آبكشی كامل، تمام شامپو از سطح  موها پاك شده است.
2. نرم كننده را بر روی كف دست ریخته و آن را با دو دست پخش كنید .
3. سپس آنرا بر روی موها منتقل كرده و به آرامی تمام موها را (از دو سانتی ریشه)  با نوك انگشتان ماساژ داده تا نرم كننده بطور یكنواخت  بر روی موها پخش شود و یك تا دو دقیقه صبر كنید ( سعی كنید نرم كننده به ریشه موهایتان نرسد).
4. موها را بخوبی آبكشی كنید و مجددا  اجازه دهید كه آب از میان موها عبور كند و در حالیكه مسیر حركت آنرا را با نوك انگشتانتان باز می‌كنید دقت كنید كه موهای خیس خود را به سختی ماساژ ندهید.


* خشك كردن موها :
1. از یك حوله تمیز و خشك استفاده نموده و به دقت موها را خشك كنید .
2. در حالیكه موها هنوز مرطوب است با استفاده از یك شانه دندانه درشت و پهن موها را به نرمی شانه كرده و گره‌ها را از آن باز كنید . شانه كردن بایستی به طرف پائین موها باشد ، در حقیقت از نزدیك ریشه‌ها ، شانه كردن را شروع كرده و تا نوك موها ادامه دهید. این عمل از دوشاخه شدن و شكنندگی موها جلوگیری می‌كند ( دقت كنید كه شستن و خشك كردن صحیح، كمترین احتمال را در گره دارشدن ایجاد می‌كند).
3. در این مرحله در صورت تمایل می‌توان از یك موس یا یك ژل استفاده نمود. اما بایستی سعی شودكه زیاد مصرف نشود  و به پوست سر هم نرسد .
4. در صورت امكان موها بطور طبیعی خشك شوند. 

 

در هنگام استفاده از سشوار موارد زیر را در نظر بگیرید:       
- فقط از سشوار برای خشك كردن موی نسبتا مرطوبی كه با حوله آبگیری شده است استفاده كنید و از سشوار زمانی كه از موها آب می‌چكد استفاده نكنید .
- از سشوار با دقت استفاده كنید، با حداقل سرعت و كمترین حرارت .
- سشوار را دائما اطراف سر خود حركت دهید و هیچگاه در یك نقطه متمركز نكنید  زیرا رطوبت درونی مو خارج شده و  موجب تخریب دائمی مو می‌شود.
- دقت كنید قبل از آنكه موكاملا خشك شود سشوار را خاموش كنید .

چگونه از موهای بلند مراقبت کنیم؟

مدلهای کوتاه کردن مو برای موهای بلند بسیار محدود است و مدل موی شما باید به نحوی باشد که هنگام بلند شدن مدل موهای شما را بر هم نریزد.
مو سالانه 6 اینچ بلند می شود بنابراین داشتن موهای بلند صبر وحوصله می خواهد و باید در سالامت آنها کوشید.


"در آغاز"
اگر شما می خواهید که موهای بلندی داشته باشید در ابتدا باید سلامت آنها را حفظ کنید و اولین کار اینست که شما موهای آسیب دیده انتهای موهای خود را کوتاه کنید زیرا موهای آسیب دیده به بالا پیشرفت می کنند و هرچه آنها را دیرتر کوتاه کنید مجبور هستنید آنها را از بالاتر ببرید . بنابراین هر هشت هفته در میان از شر نوک موهای آسیب دیده خود خلاص شوید و ظاهری زیباتر و نرم تر به موهای خود بدهید.


"محصولات نرم کنند."

همانطور که شما وقت خود را برای بلند نگاه داشتن موهایتان صرف می کنید باید مقداری هم از توجه و پولتان را صرف کنید بسیاری از سالنها از موادی برای شادابی موها استفاده می کنند که ممکن است استفاده از آنها برای شما مقرون به صرفه نباشد. شما می توانید با توجه به نوع موی خود از محصولاتی که به قیمت مناسب در بازار است استفاده کنید به خصوص اگر موهای آسیب دیده و خشک دارید. مهم نیست چه نوع مویی دارید از نرم کننده هر ماه یکبار استفاده کنید.
در حین مراقبت از موی خود باید از پوست سر خود نیز مراقبت کنید . هر بار که موی خود را شامپو می کنید کف سر خود را ماساژ دهید و از شستشوی زیاد موی سر بپرهیزید زیرا باعث می شود که پوست سر شما خشک شود. لازم نیست هر روز در حمام سر خود را بشوئید ، مگر آنکه پوست سر شما چرب شود.


« شانه یا برس»
شانۀ پهن بهترین وسیله است که موها را از یکدیگر جدا کند و گره ها را باز کند.
شانه کردن موها را سالمتر و براق می کند، بهتر است از یک شانه با شیارهای طبیعی استفاده کنید و هیچگاه موهای مرطوب را شانه نزنید زیرا در این حالت ساقۀ مو ضعیفترین و آسیب پذیر تر است . هنگام شانه زدن سر خود را به پایین خم کنید و از پشت گردن موها را به سمت صورت شانه بزنید و برای جلوگیری از اصطلاک دست خود را بروی موها بکشید.
برسهای گرد بزرگ بهترین وسیله برای شانه کردن موهای بلند است. این شانه ها موها را خوش حالت و نرم می کنند.
این شانه ها دارای منافذی هستند که جریان هوای داخل آنها باعث می شوند موها زودتر خشک و بهتر شانه شوند.

 
« از حرارت پرهیز کنید»
هنگامیکه صحبت از محافظت از موهاست. مهمترین امر جلوگیری از برخورد موها با حرارت است. وسایل مدل دهنده از جمله خشک کنندها ، صاف کن ها، و یا موج دهنده ها و بابلیس ها بسیار به موها آسیب می رسانند به خصوص اگر موی شما از نوع خشک باشد. اگر استفاده از اینگونه وسایل ضرری است مثلا شما به مهمانی دعوت هستید، سعی کنید قبل از استفاده از نرم کنندها استفاده کنید و اگر وقت کمی دارید، از درجۀ متوسط یا سرد آنها استفاده کنید.
اگر از سشوار استفاده می کنید آنرا روی درجه سر قرار دهید و از ریشه به انتهای مو سشوار کنید.


سلامت موهای شما با آنچه شما می خورید ارتباط مستقیم دارد. تغذیه سالم بسیار بر سلامت موی شما تأثیر گذار است.

ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز باید به موهای شما برسد تا زیباتر و براقتر جلوه کند. ولی انگونه نیست که درست از آغاز استفاده از ویتامین ها اثر آنها را مشاهده کنید بلکه برای به نتیجه رسیدن لازم است 2 تا 3 ماه ادامه دهید. ویتامین هایی از قبیلB6 ، فولیک اسید ، منیزیم ، سولفور زینک و کراتین از نوع بتا ، باید از راه تغذیه و یا قرص های کمکی به بدن رسانده شوند.

 

 

راه های درمان موهای چرب و کف سر چرب

برای درمان این موها بهتر است از شامپوهای مخصوص همین موها که متناسب با آنها ساخته می‌شوند، استفاده نمایید و همچنین برای درمان آن از راه گیاهی می‌توانید از یکی از راه های زیر استفاده کنید:
 
1-   آب نارنج را گرفته و سپس آنرا صاف نمایید. مالیدن این آب به موها، چربی های اضافی آنرا می‌گیرد و پوست سر را نیز ضدعفونی می‌کند و همچنین موها را براق می‌نماید. بعد از مالیدن این آب و بعد از گذشت 40  دقیقه موها را خوب آبکشی کنید.

2-   گرد زنبق برای موهای چرب و روشن به عنوان شامپوی خشک به کار می‌رود. برای این کار باید اندکی گرد را به سر خود بپاشید . ده دقیقه صبر کنید سپس با دقت و قدرت موها راشانه کنید.  

3-    برای چربی زدایی مو، هر دو روز یک بار، پوست سر را با جوشانده مخلوطی از گیاهان زیر مالش دهید. این جوشانده علاوه بر خاصیت چربی زدایی، موها را تقویت کرده و از ریزش آنها جلوگیری می‌کند: تخم گشنیز، بابونه، گزنه، گل ختمی، شاه تره از هر کدام 20 گرم ، در نیم لیتر آب جوشانده، بعد از صاف کردن، پوست سر را با آن مالش دهید.

4-   سر را با آب نمک و نعناع بشویید .

5-  سفیده تخم مرغ را خوب هم زده تا سفت شود و کف کند، سپس آن را به کمک یک مویی به پوست سر بمالید و بگذارید تا خشک شود، سپس موها را شانه زده تا سفیده تخم مرغ های خشک شده بریزد.

6-    ابتدا مقداری گل سرشوی را خمیر کرده و به سر بمالید و بعد آنرا بشویید و بعد مواد دارویی مثل مازو و چفت و یا مواد گیاهی گس که مواد مازویی دارند روی سر بمالید. بهترین کار این است که مازو را با حنا مخلوط نموده و به سر بمالید و اگر می‌خواهید حنا رنگ بدهد آن را با آب گرم مخلوط  کنید. 

7-    برگ چغندر  را له کرده و آب آنرا از برگهایش خارج نمایید، این آب برای گرفتن چربی سر بسیار مفید می‌باشد. پس از گذشت 2 ساعت می‌توانید موهایتان را آب کشی نمایید.

8-   استفاده از لیمو و مالیدن آب تازه آن به سر باعث می‌شود که چربی سر گرفته شود و پوست نرم و شفاف شود.

9-   پوست سر را یک روز در میان با یک قاشق چایخوری ، روغن عنصل به مدت یک ساعت مالش دهید و سپس با صابون معمولی مانند صابون مراغه یا با گل سرشوی اثر چربی را از بین ببرید.

 

[ پنجشنبه سی ام مهر 1388 ] [ 19:22 ] [ مرصاد ]
” زن زببا ” بهتر است یا ” زن باهوش” ؟

مردها از ازدواج خود چه می‌خواهند؟

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.

مردها چطور انتخاب می کنند؟

آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، ۹۴ درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و ۹۲ درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند.

این آمار از سال ۱۹۷۷ حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم بالا زده است (درواقع ۶۹ درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط ۸ درصد از آنها طلاق گرفته اند).

اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان ۲۷ است درحالیکه در سال ۱۹۶۰، ۲۳ بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جوامع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند.

دکتر پوپنو توضیح می دهد، “خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود.”

فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است.

وقتی در سال ۱۹۳۹ از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل ۵۰ دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ ۶۳ درصد از آنها منفی بود.

حتی در سال ۱۹۷۷ هم تقریباً %۷۰ از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال ۲۰۰۱ تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %۴۲ از مردان مجرد ۲۰ تا ۲۴ ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است.

و در سال ۲۰۰۲، ۵۵ درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است.

این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین می‌کنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از ۱۶ درصد در سال ۱۹۸۱ به ۲۳ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش داشته است. سامان می گوید، “این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند.” (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً ۸۰ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۹ سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند.

طبق تحقیقات انجام گرفته در سال ۱۹۹۷ در نیویورک، ۷۰ درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار می‌گذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می‌کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. ۹۳ درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می‌کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار ۹۰ درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می‌شوند، نسبت به سال ۱۹۶۵ که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، “چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی “من نان آور خانه هستم” استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را ۵۰-۵۰ تقسیم کنیم. خانمم آشپزی می‌کند و من ظرفها را می‌شویم و از این قبیل…”

یافتن همسر و همدم واقعی

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند.

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت، مشخص شد که ۹۴ درصد از مردان بین ۲۰ تا ۲۹ سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، “مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می‌خواهند.”

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، “فکر نمی‌کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند.”

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی ۶۰ مرد مجرد در ۲۰ تا ۴۰ سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند.

دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد.

زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال ۱۹۹۹ انجام گرفت مشخص شد که ۴۳ درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می‌شوند، و ۳۵ درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط ۲۴ درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای ۶۰ درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، ۵۵ درصد از آنها مورد اول و فقط ۲۳ درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که ۲۸ درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و ۳۷ درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است).

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می‌گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می‌گوید، “می‌دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می‌بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر می‌کند!”

در واقع، طبق تحقیقی که در سال ۲۰۱ در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که ۹۸ درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می‌کنند (درمقابل ۷۸ درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند).

مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از ۵ درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، روابط خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که ۲ درصد است) و نزدیک به ۸۰ درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با ۹۰ درصد خانم ها).

اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، ۲/۲۱ مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می‌دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، ” اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست.”
مردها همچنین به زنانی که از رابطه زناشویی لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۰ انجام گرفت، اینطور استنباط شد که ۸۰ درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در روابط زناشویی داشته باشد (۷۳ درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه فعال باشند، محتاط عمل میکنند.

در تحقیقی که در سال ۱۹۹۷ انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از دانش زناشویی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.

بیولوژی در مقابل واقعیت

مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند.

بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، “ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای ۳۵ باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند.”

و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، “مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند.”

مورگان کِنِی ۵۸ ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد.

او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی ۴۴ ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است.
خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند

 

[ چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ] [ 19:45 ] [ مرصاد ]

چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم

اعتماد به نفستان پایین است؟ این تکنیک عالی را امتحان کنید

امروز می خواهیم یک نکته بسیار ساده درمورد اعتماد به نفس برایتان عنوان کنیم که نه تنها روی اعتماد به نفس درونی شما تاثیر می گذارد، بلکه باعث می شود بقیه هم شما را فردی با اعتماد به نفس بیشتر ببینند. این تغییر کوچک در رفتارتان اگر بطور مداوم مورد استفاده قرار گیرد، تاثیر شگرفی روی زندگیتان خواهد گذاشت، گرچه ساده ترین نکته ای است که بتوانید تصور کنید:

چانه تان را بالا بگیرید.

حالا برای لحظه ای از جلوی آینه کنار بروید و ژستتان را طوری تنظیم کنید که چانه تان خیلی بالاتر از حد نرمال قرار گیرد. درواقع، چانه تان را آنقدر بالا بگیرید که باعث شود کمی ژستتان ناشیانه به نظر برسد (بعداً برایتان توضیح می دهم که چرا چنین حسی دارید). حالا بروید و جلوی آینه بایستید و خودتان را با این ژست جدید برانداز کنید.

ببینید که چقدر آن کسی که در آینه می بینید با اعتماد به نفس به نظر می رسد. مطمئناً این ژست با ژست قبلیتان تفاوت زیادی دارد، درست است؟

وقتی اعتماد به نفس نداشته باشیم ناخودآگاه چانه مان را کمی پایین تر از حد نرمال می گیریم. این کار بعد از مدتی شکل عادت به خود می گیرد و ژست طبیعی صورتمان می شود. به خاطر این عادت است که وقتی برای بار اول چانه تان را خیلی بالا نگه می دارید احساس ناشی بودن بهتان دست می دهد. اما دلیل آن فقط این است که به آن عادت ندارید، همین.

بالا نگه داشت چانه دو تاثیر خیلی قوی دارد:

1. به دیگران نشان می دهد که اعتماد به نفس بالایی دارید و برای خودتان احترام زیادی قائلید. اما چطور یک بالا نگه داشتن ساده چانه چنین تصوری در اطرافیان ایجاد می کند؟ داستان آن دراز است اما بیشتر به خاطر سمبل هایی است که ما بعنوان برخی انواع رفتار و شخصیت در ذهنمان داریم. نکته آخر این است که همه آنهایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، چانه هایشان را بالا می گیرند. و این هیچ استثنایی ندارد.

از طرف دیگر، پایین انداختن چانه همیشه نشانه بارز پایین بودن اعتماد به نفس است. و این ژست نه تنها به دیگران نشان می دهد که اعتماد به نفس پایینی دارید، به ذهن ناخودآگاه خودتان هم این پیام را می رساند و باعث می شود که اعتماد به نفسمان حتی پایینتر هم بیاید.

2. بالا نگه داشتن چانه باعث می شود احساس اعتماد به نفس بیشتری کنید. این یک مفهوم روانشناسی از مکتب رفتارگرایی است. این یک واقعیت شناخته شده روانشناسی است که برخی رفتارهای فیزیکی تولیدات شیمیایی درون مغز را تغییر می دهند. صاف ایستادن و بالا نگه داشتن چانه دقیقاً چنین رفتاری است و با چنین ژستی از درون احساس اعتماد به نفس بالاتری خواهید کرد.

تاثیر دوگانه این ژست آنرا به یکی از ساده ترین راه ها برای ایجاد اعتماد به نفس درونی و بیرونی تبدیل می کند. مشخص است که این دو تاثیر از همدیگر هم تغذیه می کنند و باعث می شود اعتماد به نفس شما بالا و بالاتر رود.

مهمترین چیزی که باید درمورد این ژست به یاد داشته باشید این است که هر روز آن را انجام دهید. تداوم کلید کار است. حتی وقتی تنها هستید اینکار را تمرین کنید.

و اما یک هشدار: دفعات اولی که با این ژست (یعنی صاف ایستادن و چانه را بالا گرفتن) در مجامع عمومی ظاهر می شوید ممکن است کمی احساس ناشی گری و خامی به شما دست دهد—انگار می خواهید خودتان را طوری وانمود کنید که نیستید. این مسئله باعث می شود که احتمالاً اعتماد به نفستان از زمان عادی هم پایینتر بیاید. اما نگران نباشید: این مسئله کاملاً متداول است و برای همه ما پیش می آید.

باید به راهتان ادامه دهید و بپذیرید که زمان می برد تا با این ژست جدیدتان خو بگیرید و باید درک کنید که ممکن است اول کار کمی برایتان سخت باشد. اما بدانید که این سختی و ناراحتی خیلی زود وقتی این ژست جدید برایتان شکل عادت درآمد برطرف می شود.

نکات بیشتر در رابطه با اعتماد به نفس

اعتماد به نفس پایین یکی از مخرب ترین عادات و قالب های فکری است که کسی می تواند داشته باشد. هرچقدر خودتان و توانایی هایتان را برای رسیدن به اهداف مختلف در زندگیتان پایینتر ببینید، متقاعد کردن دیگران برای خلاف آن سخت تر خواهد بود.

یکی از مهمترین و اصلی ترین ویژگی های یک فرد برای داشتن یک زندگی خوب و شاد این است که خود را بالا ببیند و به توانایی های خود برای رسیدن به بزرگترین دستاوردها ایمان داشته باشد.

هرچقدر بیشتر بتوانید خودتان را فردی ببینید که مهارت ها و ویژگی های لازم برای رسیدن به آرزوها و اهداف زندگی خود را دارد، دیگران هم بیشتر شما را آنطور می بینند. و این می تواند فرصت های زیادی برای خودتان و آینده تان پیش رویتان قرار دهد.

در زیر به چند نکته برای کمک به بالا بردن اعتماد به نفستان اشاره می کنیم:

1. به زمان هایی در گذشته فکر کنید که به خیلی از اهدافتان رسیده بودید. احساسی که آنزمان داشتید را به یاد آورید و همان لذت و رضایت را دوباره تجربه کنید.

2. از منطقه امنتان بیرون بیایید. گاهی اوقات یک کمی که خودتان را هل بدهید باعث می شود آزادی بیشتری احساس کنید و این می تواند کمکتان کند که اعتماد به نفس بیشتری در قسمت هایی که قبلاً نداشتید به دست آورید.

3. خودتان را تحسین کنید. اکثر افراد به اندازه کافی از خودشان تعریف و تمجید نمی کنند. هرچقدر بیشتر خودتان اینکار را بکنید، دیگران هم بیشتر تحسینتان می کنند.

از این سه نکته استفاده کنید  و اجازه بدهید که حس اعتماد به نفس بالاتری را تجربه کنید. بدانید که شایسته تحسین هستید، لایق آن اعتماد به نفسید و موقعیت های عالی همه جا منتظر شماست.

 

[ چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ] [ 19:5 ] [ مرصاد ]

راز و رمز عاشق شدن

عشق واقعي و بدون ترس يعني دوست داشتن يک نفر به دليل لياقت‌ها، توانايي‌ها و مهارت‌هاي اجتماعي و فردي او؛ در يک کلام دوست داشتن و احترام گذاشتن به ...  

عشق واقعي و بدون ترس يعني دوست داشتن يک نفر به دليل لياقت‌ها، توانايي‌ها و مهارت‌هاي اجتماعي و فردي او؛ در يک کلام دوست داشتن و احترام گذاشتن به زن يا مردي که رفتار و حرکات او باعث آرامش، افتخار و امنيت ما مي‌شود. خيلي از ما يا از عشق مي‌ترسيم يا آن را نفي مي‌کنيم يا آن‌چنان در دام افکار عاشقانه و رمانتيک گرفتار مي‌شويم که بيرون آمدن از همه اين حالت‌ها براي ما محال است. گروهي ديگر هم به دليل ترس - ترس‌هاي مختلف به دلايل مختلف - سعي مي‌کنيم تا مثلا عاشق بشويم و زندگي مشترک را با اين مثلا عشق، شروع کنيم. در همه اين شرايط هيچ‌کدام از ما «عشق آزادانه» را تجربه نمي‌کنيم و «عشق ناشي از ترس» هميشه در زندگي ما مي‌ماند. در اين جا ابتدا نگاهي داريم به راه‌هاي شناسايي احساسات و عشق ناشي از ترس، و سپس با راه‌هاي رسيدن به عشق آزادانه آشنا مي‌شويم. به نمونه‌هاي ارائه شده در ابتداي هر بخش توجه کنيد؛ نقل قول‌ها واقعي است.

احساسات دروغ

«سال سوم دانشگاه بودم که نسبت به يکي از همکلاسي‌هايم احساس خاصي پيدا کردم. نمي‌دانم چه حسي بود اما هر بار که او را مي‌ديدم، اين حس به سراغم مي‌آمد. کم‌کم باور کردم که مي‌توانم به او نزديک شوم. تلاش کردم و به نظر خودم توانستم توجهش را به خودم جلب کنم. با هم آشنا شديم اما... رابطه ما به‌راحتي و با پيدا شدن نفر سوم سرد شد و عاقبت هم به‌هم خورد. الان که به گذشته فکر مي‌کنم، به نظرم حس يکي از ما به ديگري دروغ يا شايد هم کاذب بود. همان زمان هم مي‌ترسيدم و مي‌دانستم رابطه ما چفت و بست درستي ندارد اما مشکل را پيدا نمي‌کردم».

 

روان‌شناسان معتقدند بسياري از ما حتي بعد از ازدواج، تا مدت‌ها با احساسات دروغ زندگي مي‌کنيم. «عشق دروغ» هم يکي از آنهاست و يکي از مشخص‌ترين نشانه‌هاي اين عشق هم «ترس» است. ‌ترس از به‌هم خوردن رابطه يا پيوند زناشويي، ترس از تنها ماندن و در نتيجه آزاد نگذاشتن طرف مقابل به هر شکل ممکن، ترس از پيدا‌شدن نفر سوم در زندگي مشترک يا در دوران آشنايي پيش از ازدواج و... نمونه‌هاي بارز عشق دروغ است. سؤال و جواب کردن‌هاي بي‌دليل و بادليل ما هم نشان‌دهنده بي‌اعتمادي به طرف مقابل است.

عشق؛ چيزي برتر از يک حس

«بعد از جدايي از همسر اولم، دوباره عاشق شدم. بعد از يک ماه هم ازدواج کرديم اما الان بعد از جدايي دوم‌ام، فکر مي‌کنم عاشق نبوده‌ام. ترس از حرف مردم، تنهايي و انتقام گرفتن از همسر اولم باعث شد فکر کنم و بعد هم باور کنم که عاشقم؛ عاشق همسر دوم‌ام. ولي اين حس، واقعي نبود.»

به عقيده روان‌شناسان در اغلب موارد، تنهايي، رقابت با ديگران به دلايل مختلف، پر کردن خلأهاي عاطفي مثل کمبود محبت، انتقام گرفتن از فردي خاص و... جانشين عشق واقعي مي‌شوند. اين احساسات ما را به سوي «عاشق شدن» هل مي‌دهند. يادمان باشد كه عشق واقعي يعني دوست داشتن کسي به دليل لياقت‌ها، توانايي‌ها و مهارت‌هاي فردي و اجتماعي او؛ نه دوست داشتن کسي براي رفع احساس‌ها يا کمبودهاي خودمان.

احساسات‌مان را بشناسيم

«پارسال که ازدواج کردم هر کس به من مي‌رسيد، مي‌پرسيد همسرم را دوست دارم يا نه. نمي‌دانستم چه بگويم! واقعا عاشق بودم يا نه، هنوز هم نمي‌دانم. سعي کردم اين احساس را پيدا كنم تا دفعه بعد براي مردم جوابي داشته باشم ولي فکر مي‌کنم هنوز هم آن احساس را پيدا نکرده‌ام چون جوابي براي اين سؤال ندارم.»

بررسي‌هاي روان‌شناسان نشان مي‌دهد شناختن احساس واقعي‌ما نسبت به طرف مقابل، مهم‌ترين گام براي شروع زندگي موفق است. براي شناخت احساس‌هايمان، در خلوت و تنهايي و دور از هر هياهويي به اين 4 موضوع صادقانه بينديشيم:

- به دقت به رابطه‌مان از گذشته تاكنون فکر کنيم. به نحوه آشنايي‌مان، ارتباطمان در اين مدت، راهي که تابه‌حال طي کرده‌ايم، صحبت‌هايي که بين ما رد و بدل شده و... فکر کنيم و ببينيم تا حالا چه کرده‌ايم.

- براي چند روز بدون ارتباط با ديگران و کسي که طرف مورد نظر ماست، به شرايطي که الان داريم فکر کنيم. مي‌توانيم به وضعيت حال حاضر هر دويمان نمره بدهيم. مثلا بعد از آشنايي با فرد مورد نظر چقدر در کارهايمان موفق بوده‌ايم يا اينکه بعد از اين آشنايي چقدر از برنامه‌هايي که در زندگي داشته‌ايم، دور شده‌ايم؟

- آينده را بررسي کنيم؛ به اين معني که با انتخاب او به عنوان زن يا شوهر، چه آينده‌اي در انتظار ما و حتي فرزندان ماست. مثلا آيا دختر يا پسري که براي ازدواج انتخاب کرده‌ام، مي‌تواند مادر يا پدر شايسته‌اي براي فرزندانم باشد؟ با خودمان روراست باشيم. آينده از همين حالا مشخص است.

- فکر کنيم کسي که عاشق او هستيم، کنار ما نباشد؛ واقعا چه حسي داريم؟ اين حس يا احساس‌ها را روي کاغذ بنويسيم و چند بار بخوانيم تا به حقيقت آن پي ببريم.

مرزي باريک بين عشق و ترس

«مي‌ترسم از اينکه...»؛ آدم‌هاي زيادي را ديده‌ايم که از هر 10 جمله‌اي که درباره زندگي مشترک‌شان مي‌گويند، 8جمله را با اين عبارت شروع مي‌کنند.

مرز باريکي بين عشق واقعي و عشق ناشي از ترس وجود دارد. در واقع در دوران آشنايي، پس از ازدواج يا حتي سال‌ها پس از آن، زوج‌ها بسياري از کارها و رفتارهايشان را به خاطر «ترس» از طرف مقابل انجام مي‌دهند يا انجام نمي‌دهند؛ چون عشق واقعي بين آنها نيست و ترس، رفتارهايشان را کنترل مي‌کند. مثلا هديه گران‌قيمت براي همسرمان مي‌خريم، در حالي که هنوز نتوانسته‌ايم قرض همکارمان را پس بدهيم. به خاطر ترس از قهر و فريادهاي او همه برنامه‌هاي مورد علاقه‌اش را انجام مي‌دهيم، در حالي که بايد آخر هفته به رئيسمان کاري را تحويل بدهيم و... همه اينها نشان از علاقه نيست بلکه نشان‌دهنده ترس ما از شريک زندگي است. اين شکل دوست داشتن و در کنار هم ماندن، بدترين شکل ادامه زندگي مشترک يا ادامه آشنايي پيش از ازدواج است. يك بار از خودتان بپرسيد تا كي مي‌توانيد -«واقعا» مي‌توانيد- اين روال را ادامه بدهيد؟

10 قانون عاشقانه

شايد فکر کنيم عشق واقعي و نه عشق شرطي و ناشي از ترس، هيچ‌وقت در دنياي ما وجود نداشته و نخواهد داشت اما اين‌طور نيست. براي رسيدن به «عشق آزادانه»، يعني ارزشمندترين شکل عشق، کافي است به 10 نکته توجه کنيم. به اين ترتيب، شيريني «اين عشق» هميشه همراه ما خواهد بود.

- فقط خودت باش: اگر دوست داريم دوستمان داشته باشند و اين دوستي و عشق تا ابد همين‌گونه بماند، نبايد هيچ‌وقت در هيچ شرايطي «نقش» بازي کنيم. فقط خودمان باشيم؛ هماني که هستيم. 

- نترسيم: ترس - از هر نوع و به هر دليلي - باعث شکست ما مي‌شود. صادقانه رفتار کنيم تا روابط سالم و محکمي داشته باشيم.

به همسرمان توضيح بدهيم و نترسيم که توضيح ما را نپذيرد يا باور نکند. 

- بي‌پرده حرف بزنيم: اين به اين معنا نيست که او را با رک‌گويي يا بي‌احترامي برنجانيم بلکه به اين معني است که اگر از حرکتي، حرفي و... رنجيديم، خيلي راحت آن را با شريک زندگي‌مان در ميان بگذاريم. به اين ترتيب، شک و کدورت‌ها به راحتي برطرف مي‌شود.

- منتظر نباشيم: در مرحله آشنايي يا نامزدي اگر با دلايل منطقي به اين نتيجه رسيديم که براي هم افراد مناسبي نيستيم، رابطه را از همان مرحله قطع کنيم. بعد از ازدواج هيچ چيز تغيير نمي‌کند.

- متعهد باشيم: بعد از اينکه تصميم جدي‌مان را براي ازدواج گرفتيم، به عهدمان پايبند باشيم.

- قصه‌هاي خودمان را باور نکنيم: به خودمان دروغ نگوييم، اطمينان ندهيم و بي‌دليل خوشحال يا غمگين نشويم؛ فقط بكوشيم تا از بين صحبت‌ها، رفتارها و گفتارهاي طرف مقابل، واقعيت‌ها را ببينيم و باور کنيم. خودمان هم سعي کنيم واقعي‌ترين، درست‌ترين و مشخص‌ترين احساس‌هايمان را به طرف مقابل هديه کنيم.  

- گذشته را فراموش نکنيم اما تلافي نکنيم: اگر در گذشته نامزدي، ازدواج يا ارتباط ناموفقي داشته‌ايم، هيچ‌وقت آن را از ياد نبريم، اما شکست‌هاي گذشته را هم سر فرد جديد تلافي نکنيم.  

- حسابگري را کنار بگذاريم: براي آنکه طرف مقابل را «آزادانه» دوست داشته باشيم، بايد حسابگري را کنار بگذاريم. با وجود اينكه بايد به دقت شرايط طرف مقابل را از هر نظر بررسي کنيم، نبايد کاسب کارانه نيز با مسئله برخورد کنيم.  

- مسئوليت‌پذير باشيم: مسئوليت همه کارهايمان را به‌ عهده بگيريم و به آن پايبند باشيم. اين نشان مي‌دهد به احساسمان مسلط هستيم و شناخت درستي از حس خودمان و طرف مقابل داريم و رفتارهاي ما کاملا منطقي و عاقلانه است. 

- عاشق خودمان باشيم: منظور خودخواهي يا خودشيفتگي يا خودبزرگ‌بيني نيست. کسي که براي خودش ارزش و احترام قائل شود، به ديگران هم احترام مي‌گذارد و حاضر نمي‌شود ارزش و احترام ديگران را از بين ببرد. او صادقانه عاشق مي‌شود.

 

[ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ] [ 19:41 ] [ مرصاد ]

8 تکنیک غلبه بر ناامیدی

با استفاده از ۸ تکنیک ارائه شده در زیر پس از مدتی درک می‌کنید که در زندگی‌تان مشکلات کم‌تری رخ می‌دهند و احساس ناامیدی کم‌تری به شما دست خواهد داد. در عوض به این نتیجه می‌رسید که موقعیت‌های بی‌شماری پیش روی‌تان قرار دارند و متوجه می‌شوید که چگونه می‌توانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید.

۱) از خود سؤال کنید که چه کاری در این شرایط جواب می‌دهد؟

حتی زمانی که احساس می‌کنید هیچ کاری از دست‌تان بر نمی‌آید، به دقت فکر کنید و مطمئنا" یک راه پیدا می‌کنید که به شما کمک کند. خوب همین امر هم جای خوشحالی دارد. حال چگونه می‌توانید آن‌را به کار بندید و ارتقا دهید؟ با مطرح کردن این سؤال خودتان را از دایره‌ی منفی‌گرایی‌هایی نظیر "واقعا" ناامید‌کننده" است، نجات داده‌اید و می‌توانید بر روی نکات مثبت تمرکز کنید.

به این طریق شما راهی را پیدا کرده‌اید که شما را به نتیجه می‌رساند و راهی را به شما نشان می‌دهد که بتوانید از ناامیدی‌ها نجات پیدا کنید. در این میان فرایند تمرکز بر روی پیشرفت‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

هر کاری را که با موفقیت انجام می‌دهید، یادداشت کنید. اگر این کار را به‌صورت ماهانه انجام دهید آن وقت می‌توانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده‌اید.

۲) رکورد کارهای خود را ثبت کنید.

هر کاری را که با موفقیت انجام می‌دهید، یادداشت کنید. اگر این کار را به‌صورت ماهانه انجام دهید آن وقت می‌توانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده‌اید. خودتان از هم میزان موفقیت‌هایتان شگفت‌زده خواهید شد. اگر هم دیدید که در لیست شما آیتم‌های زیادی نوشته نشده‌اند، چشم‌های‌تان باز می‌شود و متوجه می‌شوید که بیش از آن‌که کار کنید، وقت گذرانی می‌کنید و یا انرژی خود را صرف کارهای بی‌ارزش می‌کنید و باید حواس خود را بیش از این‌ها جمع کنید. باید به جایی برسید که لیست‌تان از آیتم‌های مختلف پر شود تا بتوانید پیشرفت کنید. با تهیه‌ی لیست هم‌چنین می‌توانید به راحتی تشخیص دهید که در کدام زمینه‌ها مؤثرتر عمل کرده‌اید و در کدام قسمت‌ها کمی ضعیف بوده و نیاز به تلاش بیش‌تری دارید.

۳) بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید.

هدف اصلی‌تان را در ذهن خود تجسم کنید. نتیجه‌ی مورد علاقه‌تان چیست؟ گاهی اوقات دور و برمان آن قدر شلوغ می‌شود و خودمان را سرگرم حل درگیری‌ها و مشکلات پیش پا افتاده می‌کنیم که یادمان می‌رود هدف اصلی زندگی‌مان چیست. سعی کنید تا آن‌جایی که می‌توانید از پرسیدن این سؤال: "چرا چنین اتفاقی افتاد؟" پرهیز کنید، چرا که پرسیدن این سؤال شما را در گذشته نگه داشته و جلوی پیشرفت‌تان را می‌گیرد. این سؤال هیچ گونه راه حلی برای حل مشکل، به شما معرفی نمی‌کند. چیزی که باید به آن توجه داشته باشید دو سؤال زیر است:

- این بار انتظار دارید که چه اتفاق متفاوتی روی دهد؟

- برای رسیدن به آن نقطه چه کاری باید انجام دهید؟

۴) هیاهو را کنار بگذارید و ساده‌سازی را رواج دهید.

زمانی‌که برای حل مشکلی در حال تلاش هستید، ممکن است آن قدر درگیر یافتن راه حل شوید که ناخواسته کارهای جانبی بسیار زیادی را به آن اضافه کنید و با خودتان هم تصور کنید که ممکن است این موارد به شما کمک کنند.

شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید. فقط کافی است بر روی راه‌های مختلف تمرکز کرده و آن‌ها را در ذهن تجسم کنید.

اگر نگاهی به سایت‌های اینترنتی انداخته باشید پر است از تبلیغاتی نظیر "راه‌های ساده برای راه‌اندازی و اداره‌ی وب سایت" ، "راه‌های آسان کسب درآمد" و.... این قبیل موارد تنها به عنوان هیاهیو حساب می‌شوند و باید بدانید که حتی خواندن آن‌ها هم ممکن است وقت شما را تلف کند. این طور آگهی‌ها فقط وقت شما را تلف کرده و پول‌های‌تان را به تاراج می‌دهند. آن‌ها هیچ اهمیتی به موفقیت و یا شکست شما نمی‌دهند. البته بیش‌تر افراد زمانی که از روند کند کار خود خسته می‌شوند، معمولا" به چنین مواردی روی می‌آورند و تبلیغاتی نظیر "این همان چیزی است که شما نیاز دارید" و "ما همه چیز را برای شما آسان کرده‌ایم" روی می‌آورند.

اگر آینده‌نگر باشید، می‌توانید به خوبی پیش‌بینی کنید که اگر برای ۶ ماه بر روی کار فعلی خود تمرکز کنید، آن وقت از تمام این پیشنهادهای جور به جور منفعت بیش‌تری عایدتان خواهد شد. دیگر نمی‌خواهیم در این‌جا اشاره کنیم که در صورت رجوع نکردن به این تبلیغات، پول خود را دور نریخته و همان اندازه‌ای که قرار بوده بابت این تبلیغ‌ها پرداخت کنید را جمع می‌کنید. ببینید چه چیزی در زندگی‌تان اولویت دارد و ابتدا همان را انجام دهید. هر کاری که وقت و هزینه شما را تلف می‌کند و هیچ حاصلی در بر ندارد باید از برنامه‌ی زندگی‌تان حذف شود.

۵) راه حل‌های چند جانبه

شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید. فقط کافی است بر روی راه‌های مختلف تمرکز کرده و آن‌ها را در ذهن تجسم کنید. به خودتان بگویید که من باید به عنوان مثال ۸ راه حل مختلف برای فائق آمدن بر مشکل فعلی خودم پیدا کنم. تنها دانستن این مطلب که شما راه حل‌های متفاوتی پیش روی‌تان قرار دارند به شما کمک می‌کند که احساس بهتری پیدا کنید. بر طبق لیستی که تهیه کرده‌اید، انتخاب‌های متفاوت انجام دهید و کار خود را بر روی برنامه دنبال کنید.

بهتر است بیش‌تر آن وقتی را که می‌خواهید صرف نگرانی و ترس و منفی‌بافی کنید، صرف مثبت‌اندیشی کنید.

۶) اهل عمل باشید

شما زمانی که به ناامیدی می‌رسید معمولا" شور و اشتیاق اولیه‌ی خود را از دست می‌دهید و دیگر حتی تمایلی ندارید که به موضوع مورد نظر فکر کنید. مسئله‌ای که برای‌تان پیش آمده دشوار است، از آن ناامید شده‌اید و احساس می‌کنید که نمی‌توانید کار به جایی ببرید. بنابراین هر کاری که شما را از آن دور کند برای‌تان جالب‌تر به نظر می‌رسد. در یک چنین زمانی به دنبال این هستید که هر طور شده از کار اصلی طفره بروید؛ اما اگر اهداف از پیش تعیین شده را داشته باشید و مسیر مناسبی را برای خود انتخاب کرده باشید، گذر ازاین دست‌اندازهای کوچک نباید شما را خسته و ناراحت کند. همان‌طور که توماس ادیسون گفته: "بسیاری از افراد شکست‌خورده کسانی هستند که متوجه نبوده‌اند تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شده‌اند."

۷) تجسم نتیجه‌ی مثبت

بهتر است بیش‌تر آن وقتی را که می‌خواهید صرف نگرانی و ترس و منفی‌بافی کنید، صرف مثبت‌اندیشی کنید. بزرگ‌ترین قهرمانان ورزشی جهان خودشان را در حالی تجسم می‌کنند که بدون هیچ گونه عیب و نقصی مسابقات مختلف را به نفع خود به پایان می‌رسانند. هیچ جایگاهی برای شکست در ذهن این افراد وجود ندارد. این درست همان چیزی است که شما هم باید به آن برسید. خودتان را ببینید که به آرزوها و اهداف‌تان می‌رسید. خودتان راتصور کنید که به آرزوهای‌تان رسیده‌اید، چه احساسی دارید؟ چه می‌گویید؟ بر روی این کار وقت بگذارید؛ این امر به شما امید می‌دهد تا راه‌تان را ادامه دهید.

۸) مثبت باقی بمانید.

معمولا" موارد مختلف به آن اندازه‌ای که آن‌ها را در ابتدای کار می‌بینید بد نیستند. گاهی اوقات چیزها بدتر از آن‌چه هستند به نظر می‌رسند تنها به این دلیل که ما خودمان خسته هستیم و از نظر ذهنی آمادگی نداریم. کمی استراحت و نگه داشتن حس شوخ طبعی می‌تواند به شما کمک کند. این گونه احساس‌ها به سرعت از میان می‌روند و شما مجددا" به حالت عادی باز می‌گردید. یک ذهن باز خیلی راحت‌تر می‌تواند راه حل‌های متفاوت را پیدا کرده و آن‌ها را به کار ببندد تا یک ذهن کسل و خسته. یک ذهن ناامید به همه چیز این طور نگاه می‌کند: "فایده‌اش چیست؟" به هر حال باید هم‌چنان بدانید که گزینه‌های مختلف چه هستند و بر طبق برنامه هر یک را امتحان کنید. هدف شما این است که راه حل مناسب را انتخاب کرده، تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنید و سپس عکس العمل مناسب نشان دهید.

 

 

[ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ] [ 18:52 ] [ مرصاد ]
پاییز هزار رنگ کانادا (تصویری)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ] [ 18:45 ] [ مرصاد ]

10 حیوان که بیشتر از همه آدم میکشند

 

 

بین ده تا پنج نفر در طول سال. خرس گنده خجالت نمیکشه اینقدر کم آدم میکشه؟

صد نفر در طول یک سال از حمله کوسه کشته شدند.

عروس دریایی صد نفر رو میکشه در طول سال ، نمیدونه نو عروس های خشکی غوغا میکنند.

اسب آبی بین صد تا صد و پنجاه نفر رو میکشه.

فیل سیصد تا پانصد نفر رو میکشه. به ظاهر آرومش نمیخوره ادم بکشه!

ششصد تا هشتصد نفر رو میکشه تمساح. کابوسیه افتادن تو برکه پر تمساح

گربه وحشی هشتصد نفر رو خوشبخت میکنه هر سال

قیافش ترسناکه لامذهب هشتصد تا دوهزار نفر رو میکشه و زحمت عزرائیل رو کم میکنه.

مار پنجاه هزار نفر تا صد و بیست و پنج هزار نفر رو میفرسته بهشت یا شایدم جهنم

پشه مالاریا سالیانه دو تا سه میلیون ادم رو میکشه و نقش مهمی در کنترل جمعیت زمین ایفا میکنه

 

 

 

 

[ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ] [ 19:45 ] [ مرصاد ]

رازهایی از هدیه دادن گل

گل علاوه بر سمبل زیبایی، یکی از هدایایی است که نشان دهنده احساسات و عواطف انسان در شرایط مختلف است. هدیه دادن گل برای هدیه گیرنده احساس خوشایندی را به وجود می آورد که معمولا نشانه علاقه و صمیمیت هدیه دهنده محسوب می گردد و باعث زینت و شادابی محفل نیز می شود. بهترین استفاده ای که می توان از این هدیه شادی بخش نمودآن است که گل های مختلف را در معانی متفاوت به عزیزانمان و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. این کار موجب می شود تا موجی از شادمانی و احساس صمیمیت و رضایت در وجود آن ها به حرکت درآید و غم و اندوه و مشکلات را مورد هجوم قرار دهد، علاقه افزایش می یابد و محبت ها پایدارتر می شود.

گل لطیف است و احساس لطافت را در روح انسان ها دوچندان می کند و رایحه خوش آن تمام وجود فرد را دگرگون می سازد. اهدای گل نیاز به مناسبت ندارد و بد نیست بعضی وقت ها شاخه ای گل به همسر، مادر، پدر، خواهر، برادر، فرزند و همکار و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. با  اهدای گل عواطف و احساسات خود را بیان کنیم و دیگران را شگفت زده نماییم. دست کم با این کار طراوت، شادابی، خنده و صمیمیت جای سلام و احوالپرسی روزمره و تکراری مارا خواهد گرفت و در وجود طرف مقابل غوغایی شگفت انگیز به پا خواهد شد.
 

 

 

کاربرد گل در کشورهای مختلف

در  اغلب کشورهای اروپایی مرسوم است کسانی که به میهمانی شام دعوت می شوند برای تشکر از خانم میزبان چند شاخه گل به او هدیه دهند. در ژاپن هر گل معنای مختلفی دارد  و در موارد مختلف مردم آن کشور از گل استفاده های فراوان می کنند. آن ها به پرورش گل علاقه زیادی دارند و در گل آرایی از استادان توانمند و برجسته ای برخوردارند. ژاپنی ها هرسال جشن گل برگزار می کنند و اغلب عشاق آن کشور باتوجه به این که هر گل معنا و مفهوم خاصی دارد احساس خود را با آن بیان می کنند و بانوان آن سرزمین هم برای نشان دادن درخواست و نظرات خود از گل هایی که به همان معنا هستند بهره می برند. در این کشور گل داودی نشانه طول عمر است و در مراسم بازنشستگی افراد یکدسته گل داودی به آن ها هدیه می دهند و به این ترتیب برای او زندگی طولانی آرزو می کنند. اهدای شکوفه گیلاس یادآور آن است که زندگی زودگذر است و نباید آن را سخت گرفت و موجب آزار و اذیت دیگران شد.

 البته یونانی ها اولین ملتی بودند که برای گل های مختلف معانی مشخصی تعریف کردند و در زندگی خصوصی و اجتماعی از آن استفاده نمودند. بعد از آن رومی ها از این روش استقبال کردند و سایر مردم جهان کم و بیش آن را پذیرفتند.

در کشور ما هم گل ها کاربدهای مختلفی دارند و هر گل به عنوان نوعی نماد و نشان مشخص مورد استفاده قرار می گیرد. ایرانی ها معمولا از گل برای ابراز علاقه به جنس مخالف، جشن و میهمانی ها، تبریک به عروس و داماد، عیادت مریض، کسی که خانه جدید خریده است یا فرزندی به دنیا آورده استفاده می کنند.

گل لاله در کشور ما طرفداران زیادی دارد و در رنگ های مختلف پرورش می یابد. جشنواره گل لاله پایان بهار هرسال باحضور اغلب طرفداران داخلی و خارجی برگزار می شود و عرضه آن در سطح کشور گسترش می یابد که با استقبال بی نظیر ایرانیان مواجه می شود.

 

 

معنای گل ها

معنای گل ها در ادوار مختلف متفاوت بوده است. مثلا گل رز که مورد علاقه اغلب افراد بوده است در دوره رنسانس سمبل شهادت و عشق آسمانی و بعد از آن نشانه آرامش، نعمت و صلح بوده است. این گل در مصر باستان نشانه تقوی و پاکدامنی و در عهد یونانی ها نشانی مقدس بوده و رومی ها آن را به عنوان سمبل فتح و پیروزی می شناخته اند.  اما گل رز امروزه همه جا معنای عشق و زیبایی دارد.

در اغلب کشورها گل ها از معانی یکسانی برخوردار شده اند که دانستن آن ها استفاده به موقع از معانی آن می تواند در بهبود ارتباط نقش موثری داشته باشد.

گل بنفشه به معنی نجابت و کم رویی، اندیشه ناگفته ، پاکدامنی ، فروتنی

گل شقایق: اختلاف

گل سرخ: عشق و زیبایی

رز سیاه : مرگ و تسلیت

رز سفید : عشق مبارک و فرخنده

رز کاملاً شکفته : تعهد و دوست داشتن

دسته گل رز : قدردانی

ترکیبی از گل رز سفید و سرخ : سازش، اتحاد

سوسن: ملاحت و زیبایی

سوسن سفید: دوشیزگی و پاکیدامنی

خشخاش: تنبلی و سستی

شکوفه پرتقال: علاقه به ازدواج

سنبل: اندوه و تاسف

شب بو: عشق در حال سیه روزی و بدبختی

زنبق سفید: عفت و پاکدامنی

کاملیای سفید : قابل ستایش و پرستیدنی

کاملیای صورتی: در آرزوی رسیدن به یکدیگر

کاملیای قرمز : عشق آتشین

نیلوفر آبی : حقیقت

آنتوریوم: عشق ، علاقه و محبت

داوودی : تو دوست فوق العاده من هستی

آفتابگردان : ستایش ، غرور و پرستش

نرگس : غرور و خودبینی

نرگس زرد : احترام

اقاقیا : عشق پاک

کاکتوس: پایداری و استقامت

لاله : عاشق واقعی

مریم : لذت بردن

میخک : جواب مثبت به درخواست عشق

قاصدک : وفاداری ، خوشبختی و صداقت 

نسترن : احساس همدلی و تقاضای دوست داشتن

پامچال : بدون تو ادامه زندگی را نمی خواهم.

یاسمن : شادی و دلپذیری

رزماری : یادآوری خاطرات گذشته

البته تعداد شاخه های دسته گل اهدایی هم معنای مختلفی دارد:

یک شاخه گل: توجه

سه شاخه گل:  احترام

پنج شاخه گل: علاقه و محبت

هفت شاخه گل: عشق  

10 شاخه گل لاله نشانه یک عشق بی نظیر و ماندگار می باشد.

علاقه و توجه به گل تا اندازه ای اهمیت دارد که برخی ملت ها از گل به عنوان علامت کشور خود استفاده کرده اند.

بلژیک: گل آزالیا

انگلستان: رز

رومانی: رز

هلند: لاله

کانادا: برگ افرا

یونان: بنفشه

چین: نرگس

مصر: نیلوفرآبی

ایران: گل سرخ

مکزیک : کاکتوس

لیتوانی: رو

ژاپن:  داودی

هندوستان: نیلوفر

اسپانیا: درخت انار

لهستان: گل گندم

پاراگوئه: شکوفه پرتقال

 

[ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ] [ 19:23 ] [ مرصاد ]
22 کلید طلایی برای نفوذ در قلب نامزدتان

 

 

مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند،

زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در نامزد یا شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد ، به عبارتی می توان گفت...

زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد

به‌عبارتی می‌توان گفت:

مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.

در اینجا می‌خواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاست‌های زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایه‌های یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم، بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که می‌خواهند بدانند چگونه می‌توان شوهر خود را به‌مهری مستمر و عمیق آلوده‌ گرداند؟

1-  صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.

2-  همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!

3-  زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.

4-  پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.

5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.

6- شما می‌توانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواسته‌های‌تان را به فراموشی بسپارید.

7-  گاهی اوقات اگر به‌طور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.

8-  گفتنی‌ها را بگویید، امّا به‌موقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.

9-  به‌یاد داشته باشید معمولاً مردها آن‌گونه که شما به‌ آنها می‌نگرید، به‌خود نمی‌نگرد.

10-  شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً می‌توانید بر او تأثیر بگذارید.

11-  در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.

12-  احترام شما، در گروی رفتار شماست.

13-  برنامه‌های خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.

14-  به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.

15- در طی روز از کلمات محبّت‌آمیز استفاده کنید.

16-  بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!

17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.

18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن می‌تواند قابلیت‌های شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحت‌الشعاع قرار دهد.

19-  هراز گاهی از او به خاطر محسناتش تمجید کنید.

20-  گاهی گفتگوی متعادل می‌تواند قفل‌هایی که بر زندگی‌ عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.

21-  هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.

22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد

 

[ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ] [ 19:5 ] [ مرصاد ]
رد پای هزاران ساله انسان در دریاچه پریشان + عکس

سرزمین تابستانی و نیمه گرم کازرون به واسطه برخورداری از منابع آبی کهن در طول تاریخ پذیرای قومها و بعضاً تمدنهای گوناگونی بوده است. بیش از 1700 سال پیش رودخانه شاهپور در بخش غربی شهرستان کازرون مورد توجه شاهپور، پادشاه ساسانی قرار گرفت و با تکیه بر مهارت شهرسازی آپسای، معماری از اهالی سوریه امروزی، شهر تاریخی بیشاپور در کنار رود زیبای شاهپور بنا شد و مرکزیت کوره شاهپور را عهده دار شد.
مهر: نتایج آخرین تحقیقات انجام شده در منطقه دریاچه پریشان که این روزها به باتلاقی خشک از بی تدبیری تبدیل شده حکایت از بیش از هزاران سال سکونت انسان، پرندگان و خزندگان دارد امری که حفاظت از این منطقه را بیش از پیش مهم جلوه می دهد.

 



یافته های باستان شناسان قدمت حضور انسان در تالاب پریشان را به اوایل دوران ساسانی می رساند در حالی که این روزها بیش از همه انسانهای حاشیه این تالاب دچار خسران و مشکلات زیست محیطی و حتی معیشتی شده اند، برای نمونه باید به تخریب گسترده دریاچه توسط راهسازان اشاره کرد که چشمه های تغذیه کننده دریاچه را خشکاند و یا 1000 چاه مخرب در حاشیه دریاچه و همین طور تلاش نافرجام برای احداث پتروشیمی و سنگ شکن که حیات را در دریاچه پریشان تهدید می کند.

 


سرزمین تابستانی و نیمه گرم کازرون به واسطه برخورداری از منابع آبی کهن در طول تاریخ پذیرای قومها و بعضاً تمدنهای گوناگونی بوده است. بیش از 1700 سال پیش رودخانه شاهپور در بخش غربی شهرستان کازرون مورد توجه شاهپور، پادشاه ساسانی قرار گرفت و با تکیه بر مهارت شهرسازی آپسای، معماری از اهالی سوریه امروزی، شهر تاریخی بیشاپور در کنار رود زیبای شاهپور بنا شد و مرکزیت کوره شاهپور را عهده دار شد.

 

صخره تاریخی تراش خورده به شکل نیم کره بر فراز دریاچه

بنا بر شواهد و قرائن موجود که از طریق بررسی آثار مکشوفه قابل اثبات هستند، همزمان با شاهپور و شاید هم پیشتر از آنکه وی رودخانه زیبایی را که امروز به نامش می شناسیم بیابد، نیاکان او بناهایی را در حاشیه تالاب پریشان ایجاد کرده بودند. گرچه امروزه کمتر اثری از آن تمدن و آثار آن باقی مانده باشد اما با مراجعه به باورهای مردمی به مکانی با نام مزدکان در حوالی دریاچه پریشان برمی خوریم.

 

 

اگر بخواهیم بنا بر اطلاعات علمی از وجود یافته های باستان شناسی در حاشیه دریاچه پریشان سخن به میان آوریم و ارجاع به باورهای مردمی را تنها برای گمانه های باستان شناسی کنار بگذاریم بدون شک می توانیم به چندین اثری اشاره کنیم که اکنون در مقابل دیدگان همگان و در حریم تالاب پریشان واقع شده اند. این آثار تاریخی پرارزش با پیشینه هایی که بعضاً به اوایل دوران ساسانیان باز می گردد و گاهاً حتی فاصله ای کمتر از بیست متر با حوزه آبی این تالاب چشم نواز دارند، حکایتهای دیگری را از پریشان و پریشان نشینان برای ما بازگو می کنند.

 

 

نقش نویافته "پریشو" در فاصله 30متری از تالاب پریشان

نقش پریشو: پریشو نام نقش برجسته ای است که در دل سنگ تراشیده شده و همچون نگاه زنی سالهاست نظاره گر بدیع ترین و بکرترین چشم اندازهای تالاب پریشان بوده و امروز نه تنها درست در مقابل او مسیری نیمه کاره را برای احداث جاده کشیده اند، بلکه خاکهای برخاسته از سطح خشک پریشان نیز گردی مضاعف از اندوه را بر اندام سنگی اش فرو آورده است.

 

 

پریشو، نقش نویافته ای است که برای نخستین بار در سال 83 توسط استاد عمادالدین شیخ الحکمایی مشاهده و گزارش شد. این نقش در نیمه شمال غربی دریاچه پریشان و در سینه سنگی نقش بسته که فاصله آن تا بالاترین سطح آب در زمان پرآبی دریاچه، کمتر از سی متر است. نقش تصویرگر بانویی است با لباسی که در قسمت بالاتنه کاملاً پوشیده شده و دامنی به پا دارد و دست های خود را تا امتداد سر بالا آورده و سر را به سمت چپ چرخانده و به قسمتی از کوه خیره شده است.

 

 

گرچه هنوز کار کارشناسی شده دقیقی بر روی این اثر صورت نگرفته و جز احتمالات باستان شناسی، گزارش جامعی در خصوص آن منتشر نشده است اما بنا بر اظهار نظر باستان شناسانی که از این نقش دیدن کرده اند، نقش مربوط به اوایل دوران ساسانی بوده است. علاوه بر شیوه حجاری این نقش که چنین احتمالی را متبادر نموده، سه عامل دیگر نیز مزید علت شده اند که بتوان با قطعیت در مورد پیشینه تاریخی آن سخن گفت.

 

گور دخمه ای که در امتداد نگاه زن حجاری شده (نقش پریشو) در دل بنا شده است

نخست حفره نیمکره ای شکل در قسمت فوقانی صخره ای است که نقش بر روی آن حجاری شده است و به احتمال زیاد مربوط به نوعی استودان است که شاید مربوط به این بانو بوده باشد. دلیل دوم هم آنکه چنانچه امتداد نگاه زن حجاری شده در نقش برجسته را به سمت کوه ادامه دهیم، با کمال شگفتی گوردخمه ای را خواهیم دید که گرچه بخشی از دیواره آن فرو ریخته ولی هنوز سفیدی دیواره های برجای مانده از آن حتی با چشم غیرمسلح هم به وضوح قابل رویت است.

 

 

مجموع حضور این نقش برجسته و امتداد نگاه آن به گوردخمه و ارتباطش با فضای مربوط به استودان، احتمال ارتباط معنایی میان این سه را افزایش داده و علاوه بر آن بقایای بازمانده از قلعه تاریخی دوران ساسانی نیز که در پایین دست این نقش و در کنار دریاچه و با چشم اندازی بکر از آن بنا شده احتمال ساسانی بودن آن را افزایش داده است.

 

 

بقایای قلعه ساسانی در کنار تالاب پریشان


قلعه ساسانی دریاچه پریشان: این قلعه که اکنون تنها بقایایی از آن باقی مانده در قسمت شمالغربی دریاچه پریشان و در فاصله 200 متری جنوب نقش پریشو و بر بلندای تپه ای مشرف به دریاچه و دشت اطراف آن بنا شده است. گرچه از دیواره ها و اجزای قلعه تقریباً چیزی باقی نمانده اما پراکندگی قابل توجه سفالهای ساسانی موجود در محوطه به همراه پایه های مربوط به برخی از دیواره های قلعه و نوع سنگ چین و ملات به کار رفته در آنها به همراه حجم گسترده ای از ریزش سنگهای دیواره های قلعه که با تراش سنگهای معمول کوه کاملاً متفاوت هستند، همگی موید این مطلب اند که روزگاری نه چندان دور، بنایی ساسانی در این محل قرار داشته است. متأسفانه به دلیل فقر منابع تحقیقی و عدم وجود برنامه ای پژوهشی جهت شناسایی این قلعه و سایر آثار تاریخی پراکنده در اطراف دریاچه پریشان نمی توان پیرامون نوع کاربری و میزان اهمیت چنین بنایی نظر دقیقی را ارائه کرد.

 

بنای چهارطاقی (آتشکده) کازرون در 3 کیلومتری تالاب پریشان

چهارطاقی (آتشکده) کازرون: این چهارطاقی که اکنون دو ستون و یک قوس از مجموع چهار ستون و چهار قوس آن بیشتر باقی نمانده در فاصله دو کیلومتری غرب دریاچه پریشان واقع شده است. ماکسیم سیرو باستان شناس معروف که در حدود سالهای 1316 شمسی به بعد به عنوان معمار حکومت ایران بناهای باستانی را مورد بررسی قرار داد، نخستین شخصی بود که گزارشی در خصوص این بنا منتشر کرد.

 

 

به گفته آندره گدار یکی از باستان شناسان معروف فرانسوی، بنای مورد اشاره ماکسیم سیرو یک چهارطاقی کوچک و ویران است که نه در خود کازرون بلکه در حدود 10 کیلومتر قبل از ورود به آن، سمت چپ جاده [قدیمی] شیراز در مدخل دشتی که از کازرون و از طریق جره به فراشبند می رود واقع شده است. همان جایی که می دانیم مهرنارسه وزیر بهرام پنجم - مشهور به گور - چهار آتشگاه بنا کرد.

 

 

هم آندره گدار و هم ماکسیم سیرو اعتقاد دارند که با توجه به این که ساختمان چهار طاق کازرون از همه جهت شبیه کاخ سروستان است می توان بنای کاخ را نیز به وزیر بهرام پنجم نسبت داد. همچنین آندره گدار می نویسد: "من قسمتی از دیواری که منطقه را محصور می کرده باز یافتم. در داخل یک گودی بر زمین وجود دارد که بدون شک محل استخری بوده که از میان رفته است."

 

 

گور نوشته ای به خط پهلوی که در فاصله 5 کیلومتری از دریاچه پریشان کشف شده است

کتیبه پهلوی در فاصله 5کیلومتری از دریاچه پریشان : طی عملیات خاکبرداری در بهمن ماه 84 جهت احداث فونداسیون و پایه های برج های خنک کننده نیروگاه سیکل ترکیبی کازرون که در فاصله پنج کیلومتری غرب دریاچه پریشان واقع شده است تیغ ماشین های خاکبرداری دو سنگ نوشته پهلوی ارزشمند را از زیر خاک بیرون آورد تا موزه شکل گرفته در مقابل دفتر فنی احداث این برج های خنک کننده که پیش از آن با آثار سنگی دیگری موجودیت یافته بود، تکمیل شود. گرچه در همان زمان و با همکاری برخی دوستان موفق به تهیه تصاویری از یکی از این سنگ نوشته ها شدیم اما بنا بر اظهارات شاهدان عینی سنگ نوشته دیگر که بر روی سنگی مشابه نقش بسته بود، همراه با سایر ضایعات خاکی برداشت شده از زمین به محل دپو خاکها انتقال داده شده بود و مأمورین میراث فرهنگی هم پس از دریافت این گزارش و مراجعه به محل دپو به دلیل حجم انبوه خاکها نتوانستند سنگ مذکور را بیابند. کتیبه باقی مانده اما مدتی بعد توسط دکتر سیروس نصرالله زاده ترجمه و متن مربوط به آن در کتاب کتیبه های پهلوی کازرون منتشر شد.

 

 

نصرالله زاده در این کتاب پیرامون اهمیت کتیبه یافت شده می گوید: اما نکته مهم کتیبه آمدن تاریخ ماه آبان روز انغران (30) از سال 6 یزدگردی / 638 میلادی بر آن است. قدیمی ترین کتیبه سنگ مزار تاکنون شناخته شده، کتیبه اقلید است که تاریخ روز خور (11) از ماه آبان از سال 6 یزدگری، یعنی 19 روز زودتر از کتیبه حاضر را دارد. بنابراین با قاطعیت می توان این کتیبه را پس از کتیبه اقلید، کهن ترین کتیبه سنگ مزار دانست. گفتنی است هنوز هم انبوه خرده سفالهای تاریخی موجود در محوطه نیروگاه کازرون و سطوح حفاری نشده زیرین آنها، رازهای زیادی را در خود جای داده اند.

 

 

نقش تیمور در فاصله 2 کیلومتری تالاب پریشان

نقش تیمور: شاید یکی از متأخرترین آثار تاریخی موجود در حریم تالاب پریشان نقش برجسته ای قاجاری مربوط به تیمور میرزا از نوادگان فتحلی شاه قاجار باشد که در فاصله یک کیلومتری در شمال غربی دریاچه پریشان و در ارتفاع دو متری از سطح زمین و بر سینه کوه نقش بسته است. این نقش که به دستور تیمورمیرزا از نوادگان فتحعلی شاه قاجار از والیان سرزمین فارس بر سینه کوه نقش بسته، تصویر خود وی را که برخی از نزدیکانش نیز در کنارش هستند روایت می کند.

 

 

علاوه بر این نقش، نقش نیمه تمام دیگری نیز که احتمالاً همزمان با آن شروع به حجاری شده و اما بنا بر دلایلی نامعلوم نیمه کاره مانده نیز در فاصله حدود 50 متری نقش تیمور نیز وجود دارد.

 

 

در بین تمامی آثاری که از آنها یاد شد شاید موقعیت این نقش برجسته که به لحاظ تاریخی جدیدترین آنها نیز محسوب می شود به لحاظ حفاظت به مراتب بهتر از مابقی باشد چرا که علاوه بر ثبت در ردیف فهرست آثار ملی طی چند سال اخیر و پس از افتتاح جاده جدید کازرون ـ شیراز، حفاظی نیز در مقابل آن کشیده اند. گرچه سالیان سال است که آغل گوسفندان در همسایگی این نقش قرار گرفته و چندی پیش نیز آسیبهای ناشی از وجود چنین آغلی در مجاورت این نقش، اعتراض برخی از فعالین حوزه میراث فرهنگی و همچنین خبرگزاریها را نیز در پی داشت.

 

و این آخرین تصویر از وضعیت دریاچه پریشان است

مجموع آثار و نشانه های حیات بشری در پریشان به همراه سایر آثار دیگر همچون کتیبه های کوفی پراکنده در منطقه، تنها مروری بر شکوه تاریخی برجای مانده در کنار تالابی ارزشمند بود که بیرون از خاک واقع شده اند. بدون شک با نگاهی به تعدد این آثار و مرور شواهد موجود درخواهیم یافت، هنوز بسیاری از رازهای سربه مهر دیگری نیز در حریم تالاب پریشان وجود دارند که نیاز به پژوهش کاوش دارند. رازهایی که بی تردید می توانند بیانگر ارتباط جاندار و پرمعنی مردمانی باشد که از دیرباز راز حیات را در آب دانسته بودند و برای ادامه حیات خود، راهی جز انس با طبیعت را باور نداشتند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ] [ 19:4 ] [ مرصاد ]
سفر هوایی به ونیز

 

شهر زیبای ونیز در شمال کشور ایتالیا و در منطقه ونتو ( Veneto ) واقع شده و دارای جمعیتی در حدود ۲۷۰ هزار نفر هست. شهرت این شهر به خاطر بنا شدن اون بر روی آب و پل های فراوان اون هست که مناظری بدیع رو خلق کرده. از سوی دیگه این شهر در طول دوره حیاتش بیشتر به صورت خود مختار و مستقل اداره می شده و یکی از مناطق مهم تجاری هم به حساب میومده. در ادامه با ما همراه باشید تا شهر ونیز رو از بالا به تماشا بنشینیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ] [ 14:39 ] [ مرصاد ]
آسمان شب ایران 

 

پاسارگاد - مزار کورش کبیر

 

مرودشت - تخت جمشید

دماوند

کوهستان البرز

الموت

تهران

نیاسر

اصفهان

استان فارس - سعادت شهر

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ] [ 14:49 ] [ مرصاد ]

تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه!

 

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند


بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند . در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد .
 
دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت . دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است . اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست . برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد . زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند .
 
در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد .   و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی . همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت . اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا تغییر می‌کند . اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است . اینجا صحبت از یک عمر زندگی است . اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است . در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی .
 
دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است . در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی . اینجا رفع نیاز هایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می‌باشد بنا براین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می‌کنی . اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می‌گیرند . ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می‌دهند . اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می‌کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود .
 
اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می‌کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است . بنا براین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می‌دهد . و این مسئله خود باعث می‌شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند . اینجا یک رابطه ساده وعاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می‌شود . که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می‌پذیرد .
 
بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند . یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند . یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می‌کردند عشق آنها همیشه پر رنگ و ثابت بود .
 
در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند . او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم . من کانون عشق و عاطفه هستم . من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی . همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می‌پروراندیم . محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم .
 
زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات و ظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند . بلکه این کار نیاز به پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است . چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می‌کنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد . در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می‌کنند .
 
در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند . در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است . و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم .
 
 
[ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ] [ 14:16 ] [ مرصاد ]

دختران جنگجوی دنیا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ] [ 16:19 ] [ مرصاد ]

22 کلید طلایی برای نفوذ در قلب نامزدتان

مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند،

زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در نامزد یا شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد ، به عبارتی می توان گفت...
زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد

به‌عبارتی می‌توان گفت:
مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.

در اینجا می‌خواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاست‌های زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایه‌های یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم، بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که می‌خواهند بدانند «چگونه می‌توان شوهر خود را به‌مهری مستمر و عمیق آلوده‌ گرداند؟

1-  صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.

2-  همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!

3-  زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.

4-  پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.

5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.

6- شما می‌توانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواسته‌های‌تان را به فراموشی بسپارید.

7-  گاهی اوقات اگر به‌طور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.

8-  گفتنی‌ها را بگویید، امّا به‌موقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.

9-  به‌یاد داشته باشید معمولاً مردها آن‌گونه که شما به‌ آنها می‌نگرید، به‌خود نمی‌نگرد.

10-  شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً می‌توانید بر او تأثیر بگذارید.

11-  در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.

12-  احترام شما، در گروی رفتار شماست.

13-  برنامه‌های خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.

14-  به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.

15- در طی روز از کلمات محبّت‌آمیز استفاده کنید.

16-  بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!

17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.

18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن می‌تواند قابلیت‌های شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحت‌الشعاع قرار دهد.

19-  هراز گاهی از او به خاطر محسناتش تمجید کنید.

20-  گاهی گفتگوی متعادل می‌تواند قفل‌هایی که بر زندگی‌ عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.

21-  هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.

22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.

 

[ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ] [ 15:21 ] [ مرصاد ]

چطور رنگی که بیشتر به ما می آید را بشناسیم؟

از چه طریق و راهی متوجه بشویم که چه رنگی به ما می‌آید؟ و چه رنگی به ما نمی‌آید؟
انسان‌های دارای پوست‌های مختلفی هستند: پوست‌های روشن، تیره، گندمی و.... هم چنین دارای رنگ مو‌های متفاوتی هستند: روشن، بلوند، شرابی، مشکی و .... .
بعضی از رنگ‌ها هستند که نسبت به رنگ‌های دیگر بیشتر به شما می‌آیند و هنگامی که این رنگ‌ها را می‌پوشید : زیبا تر ، شیک تر به نظر می‌آید .
به شما توصیه می‌کنیم قبل از اینکه لباس جدید خود را خریداری کنید حتما این مقاله را بخوانید و رنگ‌هایی که شما را زیباتر نشان می‌دهند را بشناسید ، خرید خود را آغاز کنید :



1- تصور کنید که وارد یک بوتیک لباس فروشی شده اید ، از یک مدل لباس خوشتان آمده است و آن مدل لباس دارای چند رنگ متفاوت هستند ، شما از دو یا سه رنگ آن لباس خوشتان می‌آید اما نمی‌دانید از بین این چند رنگ کدام را انتخاب کنید ؟ چه باید کرد ؟ توصیه می‌کنیم که لباس مورد نظر را با رنگ‌های مختلف در زیر صورت خود بگیرید ، اثری که رنگ مورد نظرتان بر روی صورت شما می‌گذارد دقت کنید و مشاهده کنید آیا رنگ صورت شما را باز می‌کند ، یا اینکه رنگ صورتتان را تیره تر می‌کند ; رنگ لباسی که انتخاب می کنید باید به نحوی باشد که پوست صورت شما را باز و روشن کند . اگر رنگ صورتتان تیره شد ، حالت و فرم چشم‌هایتان عوض شد ، یا اینکه موج خستگی یا تیره گی را بر صورت شما گذاشت ، شما باید به این نتیجه برسید که این رنگ به شما نمی‌آید به خاطر رنگ پوستتان ، رنگ موهایتان و یا رنگ چشمانتان و ..... . پس بهتر است رنگ دیگری را انتخاب کنید .



2- آیا رنگ پوست تاثیر بسزایی در انتخاب رنگ‌ها برای شما دارد ؟ بله رنگ پوست تاثیر بسزایی در انتخاب رنگ‌ها دارد . اگر رنگ پوستتان سفید یا تیره باشد ، رنگ‌هایی را که انتخاب می‌کنید تفاوت دارد ، البته علاوه بر رنگ پوستتان ، رنگ موهایتان نیز تاثیر بسزایی دارد . برای مثال هنگامی که رنگ موهایتان مشکی بود یک رنگ خاص به شما نمی‌آمده اما اکنون که رنگ موهایتان تغییر داده ، همان رنگ قبلی کلی به شما می‌آید و صورت شما را کلی تغییر داده است ، و شیک تر شده اید .



3- آیا رنگ موهایتان نیز تاثیر بسزایی در انتخاب رنک‌ها برای شما دارد ؟ معمولا رنگ موهای اولیه هر کس ، و رنگ موی طبیعی که خداوند به انسان‌ها هدیه کرده است آن رنگ مناسب ترین و بهترین رنگ می‌باشد ، اما یک سری از افراد با رنگ مویی که مخصوص خودشان و ذاتی می‌باشد ، جلوه و ظاهر خوبی پیدا نمی‌کنند برای همین مجبور می‌شوند که موهایشان را رنگ کنند . اما از کجا متوجه شویم که چه رنگی به ما می‌آید ؟
اگر می‌خواهید متوجه شوید که موهایتان باید به چه رنگی باشد که به شما بیاید باید به سه عاملی که در زیر برایتان توضیح می‌دهیم دقت کنید :
1- رنگ چشمانتان ، 2 – رنگ پوست صورتتان 3- رنگ ذاتی موهایتان
دقت کنید تا بتوانید به این موضوع پی ببرید و رنگ مناسب را انتخاب کنید . ترکیب سه عامل گفته شده راهی مناسب است ، و شما را در انتخاب بهترین رنگ یاری می‌دهد .



4- به افرادی که دارای رنگ موهای خاکستری هستند چه رنگ‌های می‌آید ؟ اگر می‌خواهید افراد زیادی جذب شما شوند و توجه بیشتری را جلب کنید توصیه می‌کنیم که رنگ‌های سرد ، آرام و ملایم بپوشید . لازم به ذکر است رنگ‌های سرد و تند را نپوشید بهتر است رنگ‌های سرد و ملایم را بپوشید تا با رنگ موی شما‌هارمونی و تطبیق بیشتری داشته باشند تا شما را زیباتر نشان دهند ، نه اینکه کاملا بر ضد هم باشند .
رنگ‌هایی مانند : آبی آسمانی ، صورتی‌های کم رنگ ، رنگ‌های پوست پیازی ، لیمویی‌های ملایم ، بنفش‌های کم رنگ ، گلبه هی ، سبز ، مشکی ، سفید ....



5- اگر رنگ موهایتان کمی روشن تر از خاکستری است ، دیگر رنگ‌های سرد را به شما پیش نهاد نمی‌کنیم ، بر عکس رنگ‌های پر رنگ و گرم را به شما پیش نهاد می‌کنیم .
رنگ‌هایی مانند : سبز زمردی ، قرمز کبود ، قرمز ، مشکی ، سفید ، را به شما توصیه می‌کنیم و رنگ‌هایی مانند : برنز ، رنگ‌های خاکی و رنگ‌هایی در این سبک بپرهیزید .



6- به افرادی که دارای رنگ موهای مسی هستند چه رنگ‌های می‌آید ؟ شما نباید رنگ‌های سرد و ملایم را بپوشید بلکه باید لباس‌هایی را که انتخاب می‌کنید از جمله رنگ‌های گرم و تند باشند.
رنگ‌هایی مانند : بنفش ، قرمز‌هایی که کمی تیره باشند به شما جلوه ی خوبی را خواهند بخشید . رنگ‌های که در این درجه بندی رنگی قرار دارند و در این ردیف قرار می‌گیرند را می‌توانید انتخاب کنید . رنگهایی مانند : سبز‌های لجنی ، زرد پر رنگ ، نارنجی‌های آتشین ، …. شما با پوشیدن این رنگ‌ها زیباتر و شیک تر جلوه خواهید کرد . در عوض رنگ‌هایی مانند : آبی نفتی ، خاکستری ، از جمله رنگ‌های هستند که به شما نمی‌آیند.
 


7- به افرادی که دارای موهای سفید و یا جو گندمی هستند چه رنگ‌های می‌آید ؟ افرادی که دارای موهای سفید و جو گندمی هستند از رنگ‌هایی که دارای‌هارمونی و ترکیب سرد ، و پر رنگ هستند می‌توانند استفاده کنند و لباس‌هایی با این رنگ‌ها را بپوشند.

 

[ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ] [ 15:15 ] [ مرصاد ]

شخصیت خود و دیگران را چگونه بشناسیم؟

(نظریه Transactional Analysis)


شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با نظریه تحیلی عاملی”اریک برن” آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از بخش تشکیل شده است. ولی در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم. ارک برن می گوید رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد. وی اجزاء شخصیت انسان را به ۳ بخش تقسیم می کند....


۱ – حالت من کودک child ego stage
۲ – حالت من والــد parent ego stage
۳ – حالت من بالــغ ego stage adult
۱ – حالت من کودک child ego stage

 

۱ – حالت من کودک
کودک به هنگام به دنیا آمدن ،احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود . مثلا با گرسنه بودن، می گرید . و با تامین بودن ، می خندد…. و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد.
این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی جوانب ، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد . پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.


سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:
۱ – هرگز از لذت جویی سیر نمی شود.
۲ – آینده را نمی بیند.
۳ – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد.


احساسات منفی ، خلاقیت ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند . اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد.
تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ، مذهب ، قانون ، تعقل و… ندارد….


۲– حالت من والد
در سالهای اولیه کودکی ( مخصوصا ۵ سال اول ) ، باید و نباید های زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده یا یاد داده می شود.
این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد. و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.
این بخش شخصیت ، مسئول خشک و متعصب کارهای انضباطی فرد ، قانون مداری ، باید ها و نبایدها در افراد مختلف است. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند.
همانطور که بعدا خواهیم گفت . ۳ بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به عهده یکی از این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد.
شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کاراست و کار .
و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی مقید به تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند.
این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.
اضافه کاری و غرق شدن در کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند.دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه اتفاق می افتد و البته آنها هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید.
( فراموش نکنید شخصیتی نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی شخصیت های زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.)


۳ – حالت من بالغ
این بخش شخصیت مخ شخصیت است. در واقع مجموعه ای از احساسات ، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل است که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد.
این بخش شخصیت است که :
- تجزیه و تحلیل می کند.
- آینده نگری می کند.
- میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند.
- احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند.
- فعالیتهای دو بخش قبلی ( کودک و والد ) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست
در واقع شخصیت کامل انسانی ، شخصیتی هست که ۳ بخش فوق ( کودک – والد – بالغ ) توام به صورت متعادل در آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس بخش بالغ باشد و با روشنفکری در جای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد.


سرنخهای شناسایی شخصیت


● چه بخشی از شخصیت شما بر شما حاکم است؟
از دید ارک برن شخصیت ما از تعامل ۳ جزء مختلف ( ۱ – کودک ۲ – والد ۳ – بالغ ) تشکیل شده است . همچنین توضیح داده شد که خصوصیات هر یک از این ۳ بخش چگونه است و اگر هر کدام بر شخصیت یک فرد حاکم شود آن شخص چگونه رفتار می کند ، احساس می کند ، فکر می کند و یا صحبت می کند.


● هر یک از سرنخهای زیر نشان دهنده یکی از بخشهای سه گانه شخصیت است:

 
۱ – جزء کودک
الف ) سرنخهای کلامی :
- کاشکه
- دلم می خواد
- نمی دونم
- می خوام
- به من چه
- شاید وقتی که… ( بزرگتر شدم ، قبول شدم ، مدر ک گرفتم ، …..)
- نگاه کن چه کار کردم …( گزارشم را ببین ، ماشینم را ببین ، لباسم را ببین ، کارم رو ببیین و…)
- صفات تفصیلی ( مثل بهتر ، بهترین ، بزرگتر ، بزرگترین ….)
مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:
” کاش پارسال این زمین را خریده بودم داشتم .
دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم
نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.
شاید وقتی تجربه دار بشم بتونم .
در گزارش من ، بهترین ، پرمحتواترین و… مطالب را خواهی یافت.
ب ) سرنخهای جسمانی
- غش غش خندیدن
- وول خوردن
- شعف
- چشم پائین انداختن
- کج خلقی
- جیغ
- ناله
- چشم گرداندن
- شانه بالا انداختن
- لج کردن
- قهر کردن
- سر به سر گذاشتن
- رجز خواندن
( بررسی کنید چه مقدار از نظر کیفی و کمی این سرنخها کلامی و جسمانی در شما و اطرافیانتان وجود دارد . آیا این سرنخها در شما یا آنها غالب نیست؟)


۲ – جزء والد
الف ) سرنخهای کلامی :
- دیگه نمی تونم
- جونم به لب رسیده
- گوش کن ، همیشه هم یادت باشه
- قیودی مثل : هرگز ، همیشه ، هیچ وقت
- آخه چند دفعه بهت بگم
- می خوام ته و توی این موضوع را در آورم، برای اولین و آخرین بار
- بیشتر کلمات تنبیه کننده یا تشویق کننده استفاده می کنند مثل : بی شعور ، مسخره ، بد ، نفرت انگیز ، وحشتناک ، تنبل ، مزخرف ، بی خود ، طفلک ، جرات نمی کنه ، خوشگل ، نکن ، عیب نداره ، باز دیگه چه شد ، بازم و کلمه های باید و مجبور است.
ب ) سر نخهای جسمانی :
- اخمها و چین های پیشانی
- سر تکان دادن
- نگاه ترس آور
- انگشت روی لبها نهادن
- دستها روی سینه گذاشتن
- آه کشیدن
- لبهای در هم فشرده
- انگشت سبابه که اشاره می کند.
کسانی که بخش والد شخصیتشان بر آنها حاکم هست. افراد جدی ، خشک ، کاری و غیر قابل انعطاف هستند. آنها محکم حرف می زنند و کمتر اهل مشورت هستند. گویا همیشه حق همان است که از دهان آنها در می آید و در این مسئله حتی تردید هم نمی کنند ، چه برسد به اینکه بخواهند مشورت دیگران را قبول کنند. بر خلاف دسته اول ( کسانی که جزء کودک شخصیت بر آنها حاکم است) ، این افراد به جای لذت طلبی ، فقط به دنبال واقع نگری ، آینده نگری و سخت کوشی هستند. معمولا خانواده این افراد از دستشان کلافه اند.
از تفریح و … در زندگی آنها اثر زیادی به چشم نمی خورد. بکن و نکن ها و دستورات متوالی آنها اطرافیانشان را در فشار می گذارد. گوش شنوای زیادی ندارند. فقط به هدف می اندیشند و هیچ انعطافی را با دیگران نشان نمی دهند.
زندگی تک بعدی آنها ، اگر چه بر خلاف گروه اول است ولی چون تک بعدی هست رضایت خودشان و دیگران را به همراه ندارد و آرامش آنها مخدوش است.
خود و اطرافیانتان را از نظر این سرنخها مورد دقت قرار دهید


۳ – سرنخهای جزء بالغ شخصیت:
- کلماتی که نشان دهند تجزیه و تحلیل و بررسی هست. مثل :
- چرا ؟ چه ؟ کجا ؟ کی ؟ چطور ؟ چقدر ؟ از چه طریق ؟
- استفاده از قیودی مثل : تا حدی ، احتمالا
- کلماتی که انعطاف فرد را نشان می دهد: به نظر من ، من فکر می کنم.
- کلماتی که نشان دهنده تامل و صبر است؟ تا فردا بررسی می کنم . صبر کنم بیشتر ارزیابی کنم


● خلاصه و نتیجه گیری:
اگر بخواهید در زندگی لذت ببرید و به آرامش برسید باید قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حکومت کند. (البته منظور این نیست که دو بخش کودک و والدتان از بین بروند.)
در واقع این جزء بالغ است که شما را متعادل می سازد . یعنی تا حدی کودک وجودتان را ارضاء و شاد می کند . ولی نه آنقدر که فرامین والد شخصیت را زیر پا بگذارد و موجب شود پیشرفت و موفقیت و آینده نگری فرد به خطر بیفتد.
قسمت بالغ شخصیت ، مخ متفکر و مرکز کنترل شخصیت هست که با تجزیه و آنالیز موقعیت های گوناگون سعی می کند آنها را با درون فرد سازگار کند.
- اگر متعصب هستید
- اگر دائما فقط به فکر لذت بردن هستید و به آینده توجهی ندارید
- اگر فقط به فکر خودتان هستید
- اگر انتقاد پذیر نیستید
- اگر در برابر مشکلات همیشه به شیوه تکراری از یک روش منسوخ استفاده می کنید
بدانید که قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حاکم نیست.
از طرف دیگر اگر همیشه فقط با سخت کوشی اتان همه را خسته کردید و فقط به دنبال ثروت ، قدرت ، پیشرفت و علم هستید و هیچ وقتی به خود و اطرافیانتان برای لذت بردن ، نمی دهید ، بازهم بدانید که قسمت بالغ شخصیتان کنترل شما را به عهده ندارد.

[ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ] [ 14:52 ] [ مرصاد ]
بزرگترین جشنهای دنیا


کارناوال برزیلی ریو Rio Carnival
این کارناوال که هر ساله چهار روز قبل از Lent (ماه پرهیز و روزه کاتولیک ها) در پایتخت برزیل برکزار می شود، ممکن است بزرگترین و شگفت انگیزترین فستیوال دنیا باشد. این مراسم، زندگی و شادی را به برزیل می آورد. خیابانها مملو از انواع و اقسام کارناوالهای رنگارنگ و شاد می شوند. مردم زیادی از سراسر دنیا برای مشاهده این فستیوال رهسپار بزریل می شوند و صدای موزیک از هر کجا به گوش می رسد.
زنان رقاص نیمه-عریان با لباسهای تزیین شده از سکه های فلزی و پرهای طاووس-مانند ، مشغول رقص تند برزیلی "سامبا" هستند و مردم آبجو به دست، نظاره گر این همه وجد و زیبایی هستند. -female dancers festooned in sequins & feathers-
16 کارناوال بزرگ ار مدرسه های آموزش رقص سامبا، بهمراه یک کارناوال با لباسهای مخصوص، این رژه باشکوه در این فستیوال را هدایت می کنند.

فستیوال رنگها
400 سال پیش، هندوهای هند، نپال،بنگلادش و کشورهای اطراف، فرا رسیدن بهار را با "فستیوال رنگها" جشن می گرفتند. ریشه این جشن به نماد هندوی "پراهالادا" بر میگردد که با ایثار و ازخودگذشتگی خود نسبت به "الهه ویشنو" باعث شد که از گزند و آسیب آتش در امان بماند.
این روز یک روز مقدس برای هندوها میباشد که شرکت کنندگان در این مراسم پودرها و مایعات رنگین را بسوی همدیگر می پاشند. این رنگها در گذشته از ریشه گیاهان دارویی خاصی (برای مداوای تب و لرز) به دست می آمده است.

فستیوال مرد آتشین
نام "مرد آتشین" به این دلیل انتخاب شده که هر سال تمثال چوبی بزرگی با نماد مذهبی آتش زده می شد. وقتی شما به این مراسم میروید، انگار وارد دنیای دیگری شده اید. شرکت کنندگان این مراسم، در لباس پوشیدن یا نپوشیدن، کاملا آزاد و مختار هسنتد (همچنین پوشیدن لباس از هر نوع دلخواه نیز مجاز می باشد). همیشه در این مراسم یک چیز جدیدی برای امتحان کردن وجود دارد و اشکال و مجسمه های هنری و عجیب در هر طرف که نگاه کنید به چشم می خورند -در آخر آگوست در حضور 50000نفر و در ناحیه ای دور افتاده در Nevada
فستیوال دنبلان (بیضه)
مردم ایالت Montana معتقدند که هرگز چیزی زاید و 100% دور ریختنی وجود ندارد. این امر در مورد دنبلان های لذیذ و پروتیین دار هم صدق می کند! هر سال 15000 نفر در ناحیه اطاف Clinton جمع می شوند و شاهد انواع و اقسام غذاها از نوع دنبلان دار می شوند.
دنبلان ها پس از مرحله پوست کنی در آبجو خوابانده می شوند تا کاملا ترد بشوند(Marinate) و سپس در لای نان گذاشته شده و تا جای ممکن سرخ و برشته می شوند.
جشن لجن
این جشن ممکن است که بزرگترین نباشد اما در نوع خود کثیف ترین است. این جشن سالانه هزاران نفر را در ایالت Louisiana واقع درجنوب آمریکا، به دور هم گرد می آورد.
جشن حشرات
"حشرات آنچنان چندش آور هم نیستند، شاید سوتفاهم شده است". حداقل این جمله ایست که ساکنان شهر Raleigh در کارولینای شمالی می گویند.
هر سال در ماه سپتامبر، غذاهای متنوع لذیذ Delectable dishesو گوناگونی از حشرات به نمایش گذاشته می شود که معمولا شامل عقرب و ملخ fried grasshoppersسرخ شده می باشند.
فستیوال هاداکا
فستیوال hadaka matsuri هر ساله به هنگام سال نو و در سرمای ژانویه برگزار می شود. هزاران مرد، لباسهای لنگ مانند به نن کرده donning loincloths و مشفول خیس کردن و آب پاشیدن به هم می شوند. در میان مراسم، قطعه چوبهایی به نام "شینگی" به طرف جمعیت پرتاب می شوند. کسانیکه موفق به گرفتن "شینگی" می شوند معتقدند که سالی پر از خوش شانسی و برکت خواهند داشت. در این روز تا انتهای شب مردها بدن خود را با خوردن ساکی، گرم نگه می دارند.
رژه عشق و دوستی
این مرسم در ابتدا در شکل یک تظاهرات سیاسی همراه با موزیک در برلین (و درست 4ماه قبل از قروریختن دیوارهای برلین) برای حمایت از صلح سازماندهی شد. این مراسم، هم اکنون به یکی از پارتی های بزرگ همراه با رقص و موزیک، در دنیا تبدیل شد است که همه ساله ملیونها نفر را از سراسر دنیا به برلین می کشاند. تمرکز اصلی این مراسم معمولا روی موزیکهای الکترونیکی مانند ترانس trance ، house، یا techno تکنو می باشد
جشن گوجه فرنگی
دهها هزار نفر همه ساله در شهری در اسپانیا جمع میشوند تا هزاران تن گوجه فرنگی گندیدهoverripe را بهم پرتاب کنند.(hurl over) این مراسم معمولا 1ساعت به طول می کشد و پس از آن خیابانهای شهر توسط شیرهای بزرگ آب شسته می شوند.
جشن متکا (بالش)
در 22 مارچ 2008 برای اولین بار دنیا شاهد جشن تاریخی متکا بود که در 25 شهر جهان (از جمله بوستون، کپنهاگ، سیدنی، شانگهای، دوبی و لندن) برگزار شد. این جشن، اولین flash mob یا حرکت سازمان یافته سریع دسته جمعی بود که از ماهها قبل (توسط رسانه ها، ایمیل، پیامک ها و دهن به دهن) هماهنگ شده بود.
در سانفرانسیسکو در این روز، ظاهر شهر بهم ریخت و دچار یک ریخت و پاش حسابی شد تا جاییکه مقامات رسمی تصمیم دارند برای سالهای آینده کنترل و سختگیری بیشتری را در این روز اعمال کنند. crackdown
فستیوال اسپاراما
مردم معمولا عاشق ژامبون و spam (گوشت خوک کوبیده شده) هستند. در امریکا سالانه در هاوایی و تگزاس جشنی از انواع و افسام ژامبون ها و اسپم ها برگزار می شود. مردم هاوایی سالیانه 5ملیون پاند ژامبون مصرف می کنند. مربای مخصوص ژامبون waikiki سال گذشته 20000 نفر را به این فستیوال کشاند.
با این حال، در Austin و تگزاس، "جشن اسپاماراما" بیشتر حالت مسابقه آشپزی یا رقابت ساندویچ خوری دارد. spam cook-off, spam-burger eating contest

جشن خیره شدن در چشم
به نظر شما مزیت 3دقیقه زل زدن و خیره شدن در سکوت به صورت کسیکه از قبل نمیشناسید، چه می تواند باشد؟ هر ساله تعداد زیادی در رستورانها و بارهای شهری در انگلیس جمع می شوند و برای مدتی به صورت یکدیگر خیره می شوند.
مایکل السبورگ، که ایده این مراسم از او بوده، معتقد است: "بهتر است شما با کسیکه از قبل نمی شناسید (به جای مکالمات پوچ و سطحی) در ابتدا یک رابطه غیر کلامی داسته باشید". معمولا پس از اتمام بخش زل زدن، مردم شروع به صحبت کردن و تبادل نظر می کنند.
جشن پنیر غلتان
هر ساله نزدیک Gloucester و در ناحیه ای به نام Coltwolt در انگلیس، مسابقه پنیر غلتان برگزار می شود. یک نوع پنیر محلی دایره ای شکل (در سایز 2برابراندازه واقعی اش) از بالای تپه ای به پایین انداخته می شود و شرکت کنندگان باید به دنبال آن غلط بخورند و نهایتا پنیر را بگیرند.
خیلی به ندرت پیش می آید که کسی موفق به گرفتن پنیر شود، چراکه در برخی موارد سرعت پنیر غلطان به 70 مایل در ساعت می رسد. بنابر این معمولا به اولین کسی که از خط پایان عبور کند جایزه تعلق می گیرد (عبور از خط پایان کافیست). کسی دقیقا تایخ اولیه پیدایش این رسم را نمی داند اما هر چه هست، خیلیها حاضرند به خاطر هیجان حضور در آن، با استخوانهای شکسته یا حتی ضربه مغزی مواجه شوند.
فستیوال فرشی بزرگ از گل در بروکسل
نمايشگاه فرشي از گلهاي زيبا كه در محيطي بسيار وسيع و روباز هر دوسال يكبار در بلژيك برگزار ميگردد، بيش از 100 هزار توريست را بخود جذب ميكند. بلژيك اكنون بزرگترين صادر كننده گل و پيازچه آن به كشورهايي نظير هلند و فرانسه و آمريكاست. براي اولين بار شهردار بروكسل (پايتخت بلژيك) در سال 1971 سفارش اين فرش پوشيده از گل را جهت جلب توجه توريستهاي دنيا بعنوان بزرگترين صادركننده ي گل داده است.
این فرش در Grand-Place واقع در بروکسل ساخته شده است و بسیار زیبا و حیرت انگیز است. 700000 هزار گل به گونه ای کنار هم قرار گرفتند تا یک فرش خوش نقشه با رنگهای زنده و زیبا شامل قرمز ، زرد، نارنجی، بنفش و سبز را تشکیل بدهند. در سالهای اخیر این گونه گل فرشها از جاذبه های مهم بروکسل به شمار می آیند.گل فرش بروکسل هر دو سال یکبار درست می شود و نوبت بعدی 12 آگوست 2010 است.
جشن اکتبر در آلمان
جشن اکتبر بزرگترین جشن مردمی در جهان است که هر سال اواخر سپتامبر شروع می‌شود و تا اوایل اکتبر طول می‌کشد.
اما نکته دیگر در جشن اکتبر، جدا از لباس، بوي آبجويي است كه گوشه و كنار شهر مونیخ را در بر کی گیرد؛ مونيخ ميزبان جشن پرآوازه‌ي اكتبر، جشن آبجونوشان شده است. جشن اكتبر جشني است كه همه ساله در شهر مونيخ آلمان در ايالت بايرن برگزار مي‌شود و به طور سنتي تا ۱۶ روز طول مي‌كشد. هرچند كه اين جشن، جشن اكتبر نام دارد، اما معمولاًً اواخر سپتامبر آغاز مي‌شود و به مدت دو هفته تا اوايل اكتبر به طول مي‌انجامد.اين جشن يكي از پرآوازه‌ترين جشنهاي مونيخ است. هر سال در حدود ۶ ميليون نفر شركت‌كننده دارد و همين ويژگي آن را به بزرگترين جشنواره‌ي جهان تبديل كرده است. پس از وحدت دو آلمان شرقي و غربي برنامه‌ي زماني جشن اندكي تغيير كرد. به اين ترتيب كه اگر اول يا دوم اكتبر يكشنبه باشد، جشن را تا سوم اكتبر ادامه مي‌دهند، چراكه سوم اكتبر "روز وحدت" دو آلمان است. اين چنين است كه امروزه اين جشن ۱۷ يا ۱۸ روز طول مي‌كشد
اما بجز آبجو، لباس نیز نقش مهمی در این جشن دارد. هر چند در این جشن می‌توان هر لباسی پوشید، اما بیشتر شرکت‌کنندگان ترجیح می‌دهند لباس سنتی مردم "بایرن" را به تن کنند. با وجود آنکه در جشن اکتبر هیچ قانون خاصی در مورد نوع لباس پوشیدن حاکم نیست، اما بسیاری از بازدیدکنندگان ترجیح می‌دهند تا لباس سنتی مردم ایالت بایرن را به تن کنند: مردان شلوارهای چرمی کوتاه و زنان پیراهن‌های رنگارنگی را که در زبان آلمانی به آن "Dirndl" می‌گویند.
با اینکه پوشیدن این پیراهن‌های رنگی سنتی برای گردشگرانی که گذرشان به شهر مونیخ افتاده بیشتر تفننی است، اما برای مردمان محلی این لباس و تاریخچه‌ی چند قرنی آن، معنایی فراتر از تفنن دارد. در اصل این لباس، پوشش زنان پیشخدمت بوده، اما در سال‌های پایانی قرن ۱۹ میلادی طبقه‌ی مرفه جامعه این لباس را به سلیقه‌‌ی خود درآورده و زنان آن را در تعطیلات تابستانی خود به تن می‌کرده‌اند. گذر زمان اما از این لباس‌های سنتی ساده که از پارچه‌های معمولی و در دسترس دوخته می‌شدند، لباس‌هایی طبق مد درآورد که ابریشم و ساتن زینت‌بخش آن شدند. "Dirndl" فرم‌های متعددی دارد که هر کدام از یک منطقه به منطقه‌ی دیگر و از مناسبتی به مناسبت دیگر با هم فرق می‌کنند. به طور مرسوم هر روستایی رنگ و مد خاص و ویژه‌ی خود را دارد و از این جهت با روستای همسایه‌اش متفاوت است. با اینکه این لباس‌، لباسی نبوده است که هرروز آن را به تن کنند، اما هم‌اینک "Dirndl" نمادی از غرور محلی و نشان ویژه‌ی جشن‌های سنتی در ایالت بایرن آلمان و همچنین اتریش است.
هر چقدر هم که رنگ و روی مد به تن این لباس‌های سنتی نشسته باشد، با این حال چند قسمت در همه‌ی آنها مشترک است: یک نیم‌تنه‌ی چسبان، یک دامن بلند، پیش‌بند، و یک بلوز سفید رنگ که جنسشان معمولا از نخ یا ابریشم است. البته در این بین جواهرات هم نقش دارند که بیشتر منحصر به گردن‌بند یا گوشواره‌های نقره می‌شود.علیرغم اینکه رنگ‌ها باید در این لباس شاد باشند‌، امروزه دنیای مد در این زمینه برای خود محدودیتی قائل نشده است. آنهایی که این لباس‌ها را برای جشن اکتبر قرض می‌گیرند، می‌توانند با دست و دلبازی هر ترکیب رنگی را که مطابق سلیقه‌شان است بیازمایند. ممنوعیت بزرگ در این میان تنها ترکیب کردن پیراهن مشکی با بلوز سفید است، زیرا این ترکیب به طور مرسوم متعلق پیشخدمت‌ها بوده است. در ماه‌های سرد زمستانی، طبیعی است که بلوزهای آستین‌بلند جای بلوزهای آستین‌کوتاه این لباس را می‌گیرند و دامن‌ها و پیش‌بندهای گرم هم جایگزین دامن‌های نخی کوتاه رنگ تابستانی می‌شوند.
وقتی که کسی می‌خواهد "Dirndl" به تن کند، وقتی نوبت به بستن‌های بندهای پیش‌بند می‌رسد، باید کمی احتیاط را چاشنی کار کند، زیرا روش گره زدن پیش‌بند نشانه‌ای است از وضعیت تأهل! اگر گره در سمت چپ قرار گرفته باشد، به این معناست که شخص مجرد است و اگر پیش‌بند در سمت راست گره زده شده باشد، مردان باید خیال دوست شدن با زن مورد نظر را از سر به در کنند، چون این زن "دیگر از دست رفته است!".
 
 


 

 

[ دوشنبه بیستم مهر 1388 ] [ 18:56 ] [ مرصاد ]

دیدنی های امروز
------------ --------- --------- --------- --------- -

ورود رنگ زرد پاییزی به طبیعت

 

سرباز آمریکایی در حال استراحت کنار سگ تعلیم دیده نظامی

جدال گربه های سوئدی با یکدیگر

هنرنمایی خرس قهوه ای در سیرک روسیه

ادای احترام به صخره طلایی در میانمار

کمک مادربزرگ اندونزیایی به نوه اش برای حفظ تعادل

پرواز هواپیمای چینی همزمان با طلوع آفتاب

 

 

[ دوشنبه بیستم مهر 1388 ] [ 18:25 ] [ مرصاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب
بک لينک